به دیپلماسی الهی ایران و آمریکا فرصت بدهید!
تلاشهای آمریکا شامل سقوط دولت مصدق در سال 1953، حمایت نظامی دولت آمریکا از صدام در جنگ عراق و ایران و شکست دولت کلینتون در استقبال از رهبری میانهرو خاتمی که سرانجام منجر به انزوای خاتمی توسط تندروهای دولت شد، همگی شکستهای دردناک سیاست خارجی آمریکا هستند.
اسقف جان برایسون چین (John Bryson Chane)، اسقف آمریکایی که دو بار نیز به ایران سفر کرده، به سیاستمداران ایران و آمریکا توصیه کرد که به آنچه او «دیپلماسی الهی ایران و آمریکا» میخواند، فرصت آزمایش دهند.
به گزارش سرویس بینالملل «تابناک»، وی نوشت: سیاستمداران هر دو کشور آمریکا و ایران در اظهارنظرهایشان علیه یکدیگر بسیار غیرمحترمانه، تفرقهانگیز و تحریککننده بودهاند که در نتیجه آن، احتمال مداخله نظامی آمریکا افزایش پیدا کرده است. به عنوان یک اسقف اعظم در واشنگتن و کسی که دو بار به ایران سفر کرده و در این سفرها، زمینههای دوستی مشترک و ارزشهای مشابهی را با روحانیون ایران یافته است، من گمان میکنم زمان آن رسیده تا رهبران مذهبی هر دو کشور با نوآفرینی در این میدانها، راههایی را برای حل صلحآمیز مشکلات پیچیدهای که روابط ایران و آمریکا را در سالها تیره کرده است، حل کند.
روحانیون هر دو طرف بر این باورند که فرو نشاندن اختلافات باید از طریق ارتباط محترمانه باشد، اما چنین مذاکراتی نمیتواند در خلأ و یا در محیطهایی که مردم در حال اهریمنسازی از یکدیگرند صورت پذیرد. اوضاع در خاورمیانه حساس است و مواضع تند و منفی دولتهای سیاسی هر دو کشور، باعث کاهش تنشهای بین آنان نمیشود.
ما باید به سمت تحمل و مذاکره صادقانه برویم تا این روند را تغییر دهیم. من دو بار به ایران رفتهام؛ بار نخست در سال 2006 با دعوت رئیسجمهور پیشین ایران، آقای خاتمی و به تازگی در اجلاسی پنج روزه با رهبران دانشگاهی و مذهبی ایران که بسیار نگران احتمال حمله نظامی آمریکا به سرزمینشان هستند.
در حالی که در تهران و قم، یکی از مقدسترین شهرهای ایران، ما وقت بسیاری را صرف ارزشهای مذهبی مشترک و جریانهای همسان میان اسلام و مسیحیت کردیم، اشتراکات ما متمرکز بر مسائل صلح و ممنوعیت اخلاقی گسترش و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی بود.
علاوه بر موافقت در این مورد که سیاستمداران ما مشی بچهگانه دارند، همکاران ایرانی و همچنین من بر این باوریم که بیتوجهی مسیحیان و مسلمانان به مذهب یکدیگر، به ویژه مانعی برای پیشرفت گفتوگوهای مثبت بین این دو مذهب بزرگ و این دو ملت بوده است.
ادراکی عمیقتر از فرهنگهای هر دو کشور به همراه اقدام برای شناساندن تاریخ بغرنج ایران و آمریکا، جزو نخستین گامها هستند.
ایران استفاده از انرژی هستهای و ترس از دستیابی به سلاح اتمی در آینده را به شکاف روابط خود با آمریکا تبدیل کرده است. ایران در دفاع از خود میگوید که تنها کشور فارسیزبان در منطقهای عربنشین است. کشوری که هزاران سال پیش و هماکنون یکی از بازیگران مهم خاورمیانه است، معتقد است که آیندهاش با توجه به برنامههای اتمی و تسلیحاتی منطقه در معرض تهدید است.
ایران همچنین میتواند به سابقه مداخلات ناخوشایند آمریکا در امور داخلی خود کند. این تلاشها شامل سقوط دولت مصدق در سال 1953، حمایت قوی از شاه، حمایت نظامی دولت آمریکا از صدام حسین در جریان جنگ عراق و ایران و شکست دولت کلینتون در استقبال از رهبری میانهرو خاتمی که سرانجام منجر به انزوای خاتمی توسط تندروهای دولت شد، همگی شکستهای دردناک سیاست خارجی آمریکا هستند.
در عین حال، آمریکا نیز این حق را دارد که به شدت نگران موضعگیریهای محمود احمدینژاد در مورد «هولوکاست»، نابودی اسرائیل و سلاحهای تولیدشده در ایران و استفاده از آن توسط شبهنظامیان عراق باشد؛ بحران گروگانگیری 1979 هنوز هم یکی از عوامل اغتشاش در روابط ایران و آمریکاست.
بخش عمدهای از مواضع ضداسرائیلی ایران، ناشی از ناراحتی از نقض موافقتنامههای معروف در زمینه پارامترهای تأسیس اسرائیل توسط دولتهای «روزولت» و «ترومن» و همچنین گسترش برنامه سلاحهای اتمی توسط اسرائیل بدون مجوز آمریکاست.
تعصب آمریکا بر حمایت از اسرائیل در درگیری با فلسطینیها، تنها باعث تشدید احساسات ضداسرائیلی میشود. نکته جالب آنکه بیشترین جمعیت یهودیان خاورمیانه در خارج از اسرائیل در ایران هستند.
ادامه گفتوگوهای نزدیک و منتقدانه رهبران مذهبی که البته به علت محدودیتهای ویزایی هر دو کشور با مشکلات روبهروست، باید ادامه یابد و اعضای محافل دیپلماتیک هر دو کشور هم باید بدانند که آنها موفق به یافتن راهکاری صلحآمیز برای بحران کنونی نشدهاند و هماکنون زمان امتحان راهحلهایی خلاقانهتر است.