ثانیه نیوز- حسن رشوند- قرار بود قاتلى را دار بزنند، هنگام اجراى حکم، دوستان و اقوام و ماموران اجراى حکم از او پرسیدند که آیا در این آخر عمرى، وصیتى، درخواستى و یا تقاضایى ندارى که بعد از مرگت انجام شود، قاتل گفت: تقاضایى ندارم! مامور اجراى حکم وقتى طناب را بالا کشید، شخص قاتل با دست و پا زدن، اشاره کرد که او را پایین بیاورند و اطرافیان به خیال اینکه وصیت و درخواستى به یادش آمده است او را پایین کشیدند و قاتل به دوستش که در صحنه حاضر بود گفت: «اصغرى! اگه بدونى از اون بالا خونه شما چقدر قشنگ و دیدینیه؟!»
روز گذشته یکى از متهمان تحریک افکار عمومى و برنامه ریزان اغتشاشات روزهاى پس از انتخابات که اخیراً با اعلام رسمى و مکتوب پدر وارسته روحانى اش طرد شده است، با نگارش یادداشتى در روزنامه اعتماد ملى حضورش در زندان اوین را به «قطعه اى از بهشت» تشبیه کرده و با این توهم که زندان همچون صحنه میقات و احرام بستن براى لبیک گویى و رسیدن به خداوند است، تلاش کرده اولاً تخلفات خود در حوزه امنیت ملى و مصالح عمومى را آن هم در حکومت اسلامى موجه جلوه دهد و ثانیاً رفتن او به زندان را ناشى از تفضلاتى بداند که خداوند تنها مشمول وى و برخى دوستان قانون شکن او کرده است!
همین دیروز بود که ولى امرمسلمین در مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور فرمودند: برخى با سوءاستفاده از عقاید دینى مردم و با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگوارى که از عمق دل و جان غرق قرآن بود، مى خواهند این مردم آگاه را فریب دهند.
انگار این جماعت را در همه جا و در هر شرایطى مى توان یافت؛ جماعتى که یک روز رنگ سبز را دستاویزى براى فریب دل هاى پاک مردم قرار مى دهند و روزگارى دیگر انگشترى خود را که با عقیق ناب و مزین به اذکار خاص است را دلیلى بر حقانیت خود پنداشته و با این اعتقاد باطل که براى رسیدن به میقات زندان، حاضر شده از همه چیز خود حتى انگشترى اش بگذرد، دل هاى پاک جوانان را تحت تاثیر قرار دهند.
این مدعى با تمسک به ائمه هدى و بزرگان دین که همه چیز عالم خلقت را زیبا مى دیدند، زندان و سلول انفرادى را محیطى براى دیدار حق و قرب الى الله معرفى مى کند، غافل از اینکه پیش از آنکه هر محیطى فى النفسه براى تایید رفتار و نزدیکى به خدا اهمیت داشته باشد، نیت خالص و رفتار هدفمند و جهتى که در مسیر حق طى مى شود، اهمیت دارد. مگر مى توان پذیرفت فردى که یک عمر بر حقوق مردم دست اندازى داشته و با تعرض به بیت المال و برخوردارى از رانت هاى ویژه و وام هاى کلان بانکى به آلاف و الوف رسیده و براى استمرار این رفتار، انتخابات را نیز دستاویزى براى ادامه حرکت خویش قرار داده و به دنبال همین رفتارها و حرکت هاى تحریک آمیز توسط مراجع قانونى دستگیر و به زندان افتاده است، زندان براى او به همان میزان اثر معنوى داشته باشد که براى یک مبارز انقلابى که از همه داشته ها و نداشته هاى خود گذشته و رهبر و مقتداى خود را الگو قرار داده است؟ اثر داشته باشد.
کجاى این دو رفتار قابل مقایسه است؟ فریاد استغاثه کدامیک بر درگاه ایزد منان خوش مى آید؟ کسى که عمرى را به تزکیه نفس پرداخته و ترازوى عمل خویش را کلام رهبران دینى خویش قرار داده یا کسى که به جرم بى توجهى به توصیه هاى رهبر خویش و با هدف تحریک افکار عمومى و متشنج کردن فضاى جامعه، از هیچ کوششى براى ضربه به نظام دینى فروگذار نکرده است؟ کدام زندان ارزشمند است، زندانى که پدرى با غبطه بر فرزند خویش، بر وجود چنین فرزندى افتخار مى کند یا فرزندى که رفتار او به گونه اى بوده که پدر رسماً از حرکات او اعلام انزجار مى کند؟ تا کى این جماعت مى خواهد با بهره گیرى از نشانه هاى دین و سخنان پرطمطراق جامعه جوان کشور را اغفال کند و جریده ها بى هیچ تعهد رسانه اى و اهمیت بر نگاه مخاطب نسبت به انعکاس آن اقدام نمایند؟ امروز این حنا دیگر رنگ باخته است و حکایت این جماعت همان قاتلى را مى ماند که خویش را در آستانه اعدام مى بیند و براى انحراف در افکار عمومى صرفاً دست خود را به سمت مواردى نشانه مى رود که فاقد ارزش است.