| مردودشدگان را بشناسیم | | |
سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ دیروز مراسم تنفیذ ریاست جمهوری همچون گذشته با حضور مسؤولان کشوری و لشکری برگزار شد. مقام معظم رهبری در این مراسم رأی ملت را رأی به تلاش و سادهزیستی و گفتمان انقلاب اسلامی دانستند و با تقسیم جامعه به سه بخش مردم، خواص وظیفه شناس و خواص مردود شده، چشمانداز چهار سال آینده را توأم با آرامش ندانستند. به گزارش ثانیهنیوز، مقام معظم رهبری نمره مردم را نمره قبولی دانستند اما برخی از نخبگان را مردود شده دانستند و فرمودند بخشی از مردودین، چهار سال آینده دولت را رها نخواهند کرد و از رئیسجمهور خواستند تا هم برای قاطبه مردم و هم منتقدان که دشمن نیستند و هم مردودشدگانی که دولت را رها نخواهند کرد برنامه داشته باشند. آنطور که از کلام رهبری برمیآید مردودشدگان کسانی هستند که قابل ارجاع به حادثه تاریخی مسجد ضرارند و مدعی راه امام، بنابراین پیچیدگی برخورد با چنین پدیدهای دوچندان خواهد شد. اما آنهایی که در تعبیر مقام معظم رهبری در چهار سال آینده دولت را رها نخواهند کرد چه کسانی هستند و چه میخواهند. حسین مرعشی دو روز پیش اعلام کرد آقای هاشمی علاقهمند به حضور در مراسم تنفیذ هستند اما شرط آن این است که احمدینژاد سخنان خود را پس بگیرد. از طرفی آقای هاشمی در نامه سرگشادهای که به مقام معظم رهبری ارسال کردند آتش شعله را برافروخته دانستند و از طرفی به احمدینژاد در حاشیه مراسم سالگرد ارتحال امام گوشزد کرده بودند که فرزندان من رها نخواهند کرد (نقل به مضمون) و ... از طرفی شکستخوردگان انتخابات که در طراحی حوادث پس از انتخابات باز با عدم همراهی مردم شکست مجدد خوردند ساکت نخواهند بود، چرا؟ آیا همه مشکل به رفتار احمدینژاد برمیگردد؟ آقای موسوی در مصاحبه با نشریه تایمز در تاریخ 21/3/88 رسماً و صریحاً اعلام کرد که «انتخابات بخشی از این تغییر است و بخشهای دیگر ادامه خواهد یافت و هیچ عقبگردی در کار نخواهد بود» و در بیانیه شماره پنج خود نیز مینویسد:«چون به صحنه مینگرم آن را فراتر از تحمل یک دولت... میدانم» بنابراین مسأله مسأله اشتباه احمدینژاد نیست که اگر اینگونه فرض کنیم به مسیری انحرافی کشیده شدهایم. همه قرائن و شواهد دو ماه گذشته، عدم تحریم انتخابات توسط گروهکهای ضد انقلاب و اعترافات اصلاحطلبان در افشای توطئهها از یک سو و رد هرگونه تقلب 11 میلیونی از سوی دیگر نشان میدهد که توطئه طراحی شده عقیم مانده است. این عقیمماندگی در عدم شناخت و بیاطلاعی از سه چیز اساسی است: 1- نقش رهبری دینی در جامعه ایران 2- فرهنگ و اندیشه تشیع 3- تفاوت 30 درصدی آرای احمدینژاد نسبت به موسوی که خود فریاد بلندی بر رد تقلب است. امروز پردهها فرو افتاده است. برای کسی که حیثیت خود را بر باد رفته میداند، تفاوتی ندارد که در رودخانه عمیق غرق میشود یا استخری به عمق دو متر. پرده که فرو افتاد و عریانی عیان گشت «حیای سیاسی» از میدان به در میرود و نفاق به دشمنی تبدیل شده و قطب بندیها شکل میگیرد. رهبر فرزانه انقلاب فرمودند؛ انتخابات اخیر این تجربه را به همراه داشته که در اوج اقتدار هم میتوان آسیبپذیر بود، بنابراین حزبالله و خواص امت باید از امروز طبل بیدار باش خود را آماده نگه دارد و همچون دوران دفاع مقدس هر لحظه آماده برهم ریختن خطوط مقدم دشمن باشد. این میدان، میدان دفاع نیست دفاع مربوط به متهم است. این میدان،میدان هجوم است . اندکی دیگر باید غربالگری ادامه یابد، آنگاه دانهدرشتها همانها که خنجر خود را در قلب اعتماد مردم به نظام فرو بردند، به محاکمه عادلانه طلبیده شوند و اگر دیروز طراحی میکردند تا واژه «تقلب» را آنقدر تکرار کنند که همه باور کنند، امروز نوبت حزبالله مظلوم و مردم رنج کشیده است که مکرر مطالبه کند«کو اسناد تقلب». در این راستا آنچه نباید فراموش شود این است که القا کنندگان به موسوی همچنان آزادند و از پاسخگویی در امان ماندهاند. شناسایی آنان امری پیچیده نیست و نیاز به اقدامات امنیتی و اطلاعاتی ندارد. کافی است به اعترافات ابطحی مراجعه و آنان که کمیته صیانت تشکیل دادند و آنان که مدعی بودند اگر موسوی هزار سند برای تقلب بخواهد ارائه میدهیم امروز باید به میز محاکمه فراخوانده شوند. اگر به فرموده رهبر انقلاب، نظام به خاطر مصلحت در این ماجرا (ابطال) عقبنشینی نکرد امروز نیز نباید نظام به خاطر مصلحت، گردنکشان مدعی و بیمنطق را آسوده گذارد، این مطالبه ملت است. |

