عکسهای ایرانی و خارجی و مطالب جالب

**اگر آمریکا و طرف‌های غربی بفهمند ایران کشور قوی‌ای است، دست از لجبازی برخواهند داشت**

عکسهای ایرانی و خارجی و مطالب جالب

**اگر آمریکا و طرف‌های غربی بفهمند ایران کشور قوی‌ای است، دست از لجبازی برخواهند داشت**

گزینه‏های استرات‍ژی جدید ایالات متحده در قبال ایران

پیشنهادی استراتژیستهای آمریکایی به تیم اوباما
گزینه‏های استرات‍ژی جدید ایالات متحده در قبال ایران

 
مرکز سابان وابسته به اندیشکده آمریکایی بروکینگز (Brookings Institute) در ژوئن2009 طی گزارشی 160 صفحه‌ای تحت عنوان «کدام مسیر به سمت ایران؟» به قلم 6 تن از استراتژیست‌های روز آمریکا (بنامهای کنت‌ ‌پولاک، دانیل بایمن، مارتین ایندیک، سوزان مالونی، مایکل ‌اُ‌هانلون و بوروس ریدل) ، 9 گزینه برای مقابله با ایران را به دولت اوباما پیشنهاد کرده است.

بازخوانی این 9 سناریو با توجه به آشوبهای پس از انتخابات 22 خرداد و احتمال مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در آینده نزدیک، به تفسیر بهتر و دقیق تر آنچه در تابستان 88 در تهران اتفاق افتاد کمک می کند. چکیده این گزارش به قرار زیر است:

مقدمه ـ انتخاب گزینه‌های سیاست‌ آمریکا در قبال ایران

ـ ایران همیشه برای آمریکا، یک معضل و مشکل بوده است.

ـ تنفر ایران از آمریکا همواره برای ناظران بیرونی امری عجیب بوده است.

ـ اما آمریکا نمی‌تواند از اهمیت ایران چشم بپوشد.

ـ در عصر بوش، اگرچه در ابتدا آمریکا سیاستی علیه ایران نداشت، اما سپس آمریکا از طریق فشار، تهدید و تحریم، سعی کرد ایران را وادار به کنارگذاردن برنامه‌ هسته‌ای خود کرده و از این طریق رابطه دیپلماتیک ایجاد کند.

ـ در پایان دوره ریاست جمهوری بوش، قدرت ایران در منطقه ارتقا یافته و از سوی دیگر آمریکا در منطقه تضعیف شد.

ـ مراکز مطالعات استراتژیک آمریکا، در ابتدای عصر اوباما، به‌ناچار به مطالعات گسترده جهت یافتن راه‌حلی برای مسئله ایران پرداختند. اما آنان هرچه تلاش می‌کنند، نمی‌توانند از این حیرت و سردرگمی خارج شوند.

ـ اوباما، همزمان با استفاده از اهرم فشارهای بین‌المللی، در چارچوب استراتژی چماق و هویج، تلاش می‌کند به ایران نزدیک شده و دست دوستی بدهد. اما معلوم نیست که این سیاست موفق شود، لذا بهتر است انتخاب‌های جایگزین و فوری برای آن اندیشیده شود.

هدف خیلی سخت

ـ امام خمینی با انقلاب اسلامی سال 1357، نظام دوقطبی خیر و شر را تبیین کرد، که در آن آمریکا قطب شر و ایران قهرمان قطب خیر در جهان است.

ـ احمدی‌نژاد به این ایدئولوژی باور دارد.

ـ رابطه با آمریکا، ریل سوم راه‌آهن حرکت ایران است.

ـ آیت‌ا... خامنه‌ای نیز همچون امام خمینی به آمریکا مشکوک است.

ـ پراگماتیست‌های ایران در 1986 ـ ایران کنترا ـ 1995، 1998 و 1999 با آمریکا ارتباط مخفی داشتند، که خیلی زود کشف و خنثی شد.

ـ جبهه‌ سخت درون نظام ـ اصولگرایان ـ ، بیشتر به تقابل با آمریکا فکر می‌کنند.

ـ رفتار ایران برای آمریکا عجیب و غیرقابل پیش‌بینی است.

ـ در مسئله عدم رابطه میان دو کشور، آمریکا نیز بی‌تقصیر نیست و به‌دلیل رفتار نامناسب آمریکا، دولتمردان ایران نیز آمریکا را غیرقابل پیش‌بینی و غیر‌قابل اعتماد می‌دانند.

ـ دولتمردان آمریکا از ایران ناامید شده‌اند زیراکه آنان نه در زمانی که به دنبال رابطه بودند به نتیجه‌ای رسیدند و نه در زمان مقابله و جنگ موفق به مهار ایران شده‌اند.

ـ فشارهای آمریکا به تهران، تاکنون هیچ تغییری در سیاست خارجی این کشور ایجاد نکرده است.

ـ در آمریکا، همواره سیاست آن کشور در قبال ایران با ناکامی و شکست مواجه شده است.

ـ آمریکا با حمله به افغانستان و عراق، موقعیت خود در منطقه را تضعیف کرد و محبوبیت خود را از دست داده و این به سود ایران شده است.

ـ در نبرد حزب‌ا... و اسرائیل و نبرد حماس و اسرائیل نیز شکست اصلی از آنِ آمریکا و پیروز صحنه ایران بود.

ـ آمریکا در اثر این تغییر صحنه شوکه شد و مجبور به اتخاذ روش‌های جدی‌ای برای بازیابی نقش خود در منطقه شد.

ساختن سیاست بهتری در مورد ایران

ـ کتاب‌ها و مقالات در این زمینه کم نبوده، اما به‌جای تابش نور، بر حرارت مسئله می‌افزایند، لذا مسئله رابطه با ایران را لاینحل می‌کنند.

ـ چینش مطالعات در مورد شیوه تعامل با ایران این است که مهار (محدودسازی) ایران صورت گیرد یا مذاکره! هیچ حدوسطی دیده نمی‌شود. راست‌ها به تقابل و چپ‌ها به مذاکره می‌اندیشند.

ـ تمرکز بر مسئله هسته‌ای ایران، موجب شده است که دید کلان‌نگر منتفی شده و همه‌جانبه‌گرایی وجود نداشته باشد.

ـ هدف اصلی این گزارش، ارائه مهمترین گزینه‌های سیاست آمریکا برای ساختن یک استراتژی جدید علیه ایران است.

ـ درمجموع 9 گزینه در مورد ایران شکل گرفته است

ـ این 9 گزینه در چهار دسته، تفکیک شده‌اند.

ـ بخش نخست این گزارش در مورد دو گزینه‌ دیپلماتیک است.

ـ بخش دوم این گزارش در مورد سه گزینه‌ نظامی است.

ـ بخش سوم این گزارش در مورد سه گزینه‌ تغییر حکومت است، که حمایت از انقلابات مردمی، یا شورش‌های قومی و یا مساعدت در کودتای نظامی را دربردارد.

ـ بخش چهارم این گزارش نیز در مورد بازدارندگی ایران از طریق مهار است.

9 گزینه بد

‌ـ این 9 رویکرد، هزینه‌ها و مخاطرات خاص خود را دارند. این به خاطر کمبود تحقیقات و مطالب نیست، بلکه به خاطر سختی موضع ایران است. شاید روزی یک کیسینجر یا جرج کنان جدیدی ظهور کند که راه‌حل متفاوت و ساده‌تری پیشنهاد کند.

ـ بهترین استراتژی آمریکا بدون شک این خواهد بود که چند گزینه از 9 رویکرد مزبور را به‌صورت یکپارچه به‌کار گیرد.

ابتدا استراتژی سپس تاکتیک

ـ از آنجا که همواره آمریکا در جزئیات تاکتیکی بر علیه ایران گم‌ شده و از کلان‌نگری دور افتاده است، این گزارش تنها به استراتژی‌ها می‌پردازد.

صحنه‌سازی

ـ نگارش استراتژی در مورد ایران بسیار سخت است و باید نقش ایران را در صحنه تبیین کرد.

دیدگاه تهران

ـ سیستم سیاسی ایران، یکی از پیچیده‌ترین و غیرشفاف‌ترین نوع نظام سیاسی در جهان است.

ـ ایران خود را همزمان خیلی موفق و قوی و خیلی ناموفق و ضعیف می‌داند.

ـ رهبران ایران در رابطه با آمریکا، تصمیم‌های تاکتیکی گرفته‌اند نه استراتژیک.

ـ باید دانست که واژه‌ بازار یک کلمه‌ ایرانی است و بازار همواره باز است.

ـ اصلاح‌طلبان به دنبال رابطه و اصولگرایان کمتر مایل به رابطه با آمریکا هستند.

ـ آیت‌الله خامنه‌ای به آمریکا مشکوک است و به اصولگراها نزدیک‌تر است، اما واقعیت‌های اقتصادی را قبول دارد.

ـ سیاست ایران مبتنی‌بر قوانین اینرسی حرکتی عمل می‌کند، لذا شانس آمریکا برای موفقیت بسیار کم است.

صحنه‌ بین‌الملل

ـ گاهی به‌نظر می‌رسد، مناسبات ایران و آمریکا در یک خلأ شکل می‌گیرند، حال آنکه این‌گونه نیست و کشورهای زیادی مانند روسیه و چین و اتحادیه اروپا و کشورهای همسایه ایران در این موضوع دخیل هستند.

ساعت در حال تیک‌تاک

ـ زمان به سرعت در حال گذر است و عصر اوباما آخرین فرصت آمریکاست.

ـ ایران تا 2010 یا حداکثر 2015 به سلاح هسته‌ای دست می‌یابد و در آن ‌صورت گزینه‌ نظامی بسیار دشوار می‌شود.

ـ اما همچنان گزینه‌ تغییر حکومت باقی می‌ماند.

ـ لذا اوباما آخرین فرصت برای طرح یک استراتژی جدید است که آیا آمریکا می‌تواند با یک ایران هسته‌ای همزیستی داشته باشد؟!

بخش اول ـ تحذیر تهران: گزینه‌های دیپلماتیک

ـ مسیر اوباما بسیار سخت و دشوار است.

ـ جنگ هشت‌‌ساله در افغانستان و 6 ساله در عراق، آمریکا را از ورود به یک میدان نبرد جدید بر حذر می‌دارد.

ـ پرسش‌های سه‌گانه‌:

   1. آیا تهدیدها و تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک می‌تواند منجر به تغییر سیاست‌های ایران در قبال جامعه‌ غربی شود؟ چه نوع تحریم‌هایی بیشترین امکان موفقیت را دارد؟ و چگونه آمریکا می‌تواند دیگر قدرت‌های بزرگ را قانع کند که با آمریکا بر علیه ایران همکاری کنند؟

   2. آیا مشوق‌ها ـ هویج‌ها ـ با چماق یا بدون چماق می‌تواند تهران را به تغییر رفتار مجاب کند؟ ذات این هویج‌ها چه باید باشد و چگونه آمریکا می‌تواند این مشوق‌ها را به ایران بدهد که ضعف او تلقی نشده و اصولگرایان را گستاخ نکند؟

   3. واشنگتن از کجا بداند که ایران درباره‌ مناسبات دیپلماتیک جدی است یا اینکه با طولانی کردن مذاکرات در حال خریدن زمان برای هسته‌ای شدن است؟

ـ پاسخ‌ها به این سه پرسش، منجر به دو رویکرد متضاد شده است:

   1. نسخه‌ بازسازی شده‌ استراتژی چماق و هویج بوش.

   2. روش حذف چماق و فربه کردن هویج. زیرا تهدید همواره موجب تقویت ایران می‌شود. هضم ایران در اقتصاد جهان می‌تواند نمونه‌ای از آن باشد.

فصل اول ـ پیشنهادی که ایران نباید رد کند: اقناع

ـ بوش پسر، از سیاست چماق و هویج استفاده کرد، که مؤثر نبود.

ـ این سیاست اگر بهینه شود، می‌تواند در دولت اوباما مؤثر واقع شود.

ـ اوباما پس از انتخاب خود، بلافاصله این سیاست را اعلام کرد که دارای چندوجه است.

ـ مهمترین مانع این سیاست، باقیمانده‌های اقدامات بوش در اعمال این سیاست است.

ـ ضعف اقدام بوش در این بود که سیاست چماق و هویج را توأم با تغییر حکومت جلو می‌برد.

ـ جمهوری اسلامی باید سیاست‌های داخلی خود را تغییر دهد.

ـ سیاست متقاعدسازی به تعهد و مشارکت بین‌المللی درخصوص تحریم‌های قوی بر ضد ایران نیاز دارد تا بتواند ایران را تنبیه کند، اما بسیاری از کشورها، ایران را به‌عنوان تهدید نمی‌شناسند و مخالفت می‌کنند. ایران به ستیزه‌جویی علیه فشار خارجی عادت دارد که این موجب سخت‌تر شدن کارها می‌شود.

هدف

ـ هدف این سیاست، قانع کردن دولت ایران برای تغییر رفتار خود در مسائل حساس و مهم برای آمریکاست.

ـ این سیاست با پیام نوروزی اوباما آغاز شد که: «ما از ایران می‌خواهیم که در جایگاه درستی در ارتباطات بین‌الملل خود قرار گیرد. درواقع او رژیم ایران را درصورتی که به خواسته‌های آمریکا و جوامع بین‌المللی احترام بگذارد، به رسمیت شناخت.

ـ اگر آمریکا سیاست خود را بر برنامه‌ اتمی ایران متمرکز کند، همراهی بین‌المللی بیشتری می‌یابد، اما این مسئله همه‌ رفتار ایران را تغییر نمی‌دهد. این کافی نیست که ایران برنامه‌ هسته‌ای خود را منتفی کند.

چارچوب زمانی

به‌صورت بالقوه سیاست اقناعی در چندماه به نتیجه می‌رسد. به‌صورت نظری آمریکا و همپیمانان او سریعاً به بسته‌ پیشنهادی از گزاره‌های مشوق و گزاره‌های بازدارنده دست‌ خواهند یافت و این سرعت عمل در مورد پاسخگویی ایران نیز صادق خواهد بود. با این همه، مذاکرات سیاسی داخلی و دیپلماتیک خارجی و ماهیت این سیاست برای به نتیجه رسیدن به سال‌ها وقت نیاز خواهد داشت. برای مثال ایرانی‌ها استنتاج می‌کنند که با قبول درخواست جامعه‌ بین‌الملل به‌صورت یک‌طرفه برنامه‌ اتمی خود را خاموش می‌کنند و با این کار منابع بسیار باارزش خود را هدر می‌دهند.

   سختی گزینه‌ چماق و هویج این است که زمان شکست آن مشخص نیست.

نگاهی کلان به این سیاست

ـ مفهوم بنیادین گزینه‌ چماق و هویج این است که همزمان باید برای تغییر برنامه‌ هسته‌ای ایران جایزه داد و اگر ایران آن را نپذیرفت مجازات سنگین بر علیه آن اعمال کرد. این اولتیماتوم به ایران می‌گوید که اگر بپذیرد تشویق می‌شود و اگر نپذیرد مجازات می‌شود.

ـ این گزینه را آمریکا نمی‌تواند به تنهایی انجام دهد و حتماً نیازمند همکاری‌های بین‌المللی است. اهرم اصلی این سیاست، باید شورای امنیت سازمان ملل باشد.

ـ ایران همچنان سرگرم غنی‌سازی اورانیوم است و به تهدیدهای آمریکا بی‌توجهی می‌کند.

ـ آنچه آمریکا به‌عنوان مشوق به ایران می‌دهد باید حکم هویج بزرگتر را داشته باشد. این مشوق‌ها می‌تواند موارد زیر باشد:

   1. تکنولوژی هسته‌ای و راکتورهای آب سبک: پرسش این است که باید اجازه داد ایران در خاک خود غنی‌سازی کند؟!

   2. اقتصادی: ورود ایران به WTO و آزاد کردن دارایی‌های این کشور در آمریکا و همچنین رفع تحریم‌ها.

   3. ضمانت‌های امنیتی: آمریکا چگونه می‌تواند با وجود این همه نیرو در اطراف ایران، اعلام کند که برای ایران تهدید نیست؟

امتیازات سیاسی

ـ ایرانیان از هر جناح و سلیقه، معتقدند که کشورشان باید نقش رهبری در منطقه داشته باشد و این مسئله پیشینه‌ای تاریخی دارد.

ـ تا مذاکره انجام نشود، مشخص نمی‌‌شود که ایران چه امتیازی می‌خواهد، اما آمریکا تحت هیچ شرایطی نباید بپذیرد که ایران کشور برتر منطقه باشد.

تعامل

ـ تحقق استراتژی چماق و هویج، بدون مذاکره میان آمریکا و ایران امکان‌پذیر نیست.

ـ قبل از اینکه بسته‌ مشوق‌ها به ایران اعلام شود، باید دانست ایران چه می‌خواهد.

ـ آمریکا باید ضمانت مجازات‌های خود را علیه ایران اعلام کند.

ـ آمریکا ایران را در شرایطی می‌پذیرد که سه مسئله رفع شده باشد:

  1. برنامه‌ هسته‌ای منتفی شود.

  2. حمایت از حزب‌ا... و حماس منتفی شود.

  3. تغییر نقشه‌ وضع موجود منطقه از سوی ایران کنار گذاشته شود.

ـ تعامل ابتدا تاکتیک است و اگر ایران رفتار خود را تغییر بدهد، آنگاه تبدیل به استراتژی خواهد شد.

آماده‌سازی شرایط برای فرود آمدن چکش

ـ یک مؤلفه‌ سیاست چماق و هویج این خواهد بود که اگر ایران نپذیرد، با وخامت تحریم‌ها و برخوردها روبرو می‌شود. این برخوردها باید سخت‌تر و شدیدتر باشد.

تحریم‌های نفت و گاز

ـ یکی از مخرب‌ترین برخوردها، تضعیف اقتصاد نفتی ایران است، زیرا اقتصاد ایران به‌شدت به نفت و گاز وابسته است.

ـ قیمت نفت نوسان شدیدی دارد و تحریم نفت و گاز ایران موجب بالا رفتن ناگهانی قیمت نفت در جهان می‌شود.

محرک‌های مشخص شده

ـ باید نسبت تحریم‌ها به تفکیک هر محرک و هر ماشه‌ای جداگانه مشخص شود و مکانیسم ماشه بنا به مصداق‌های تاکتیکی معین شود.
 
مقصد، نه وسیله

ـ باید آمریکا و متحدانش بر روی نتیجه‌ سیاست چماق و هویج تمرکز کنند، نه بر روی وسیله و روش آن.

شنل و شمشیر

ـ رهبران آمریکا نباید همچون اوباما به‌طور علنی سیاست چماق و هویج را در انظار عمومی مطرح کنند چون موجب رنجش طرف ایرانی می‌شود. بنابراین اوباما اشتباه کرد که در سخنرانی خود همچون بوش آن را علنی بیان کرد.

ـ آمریکا نباید اجازه دهد روند سیاست چماق و هویج طولانی شود.

الزامات

ـ الزامات سیاست چماق و هویج، بیشتر دیپلماتیک و سیاسی هستند و ریسک‌های اقتصادی و نظامی آن کمترند.

ـ آمریکا باید به کشورهایی چون روسیه و چین و دیگران امتیاز بدهد تا آنها از سیاست چماق و هویج علیه ایران حمایت کنند.

محاسن

ـ شواهدی وجود دارد که این سیاست تعامل و اقناع ایران می‌تواند موفق باشد. در 1382-1383برخی مسئولان سیاسی ایران آن را پذیرفتند. مذاکرات (تروئیکای اروپا) با ایران در آن زمان، دستاوردهایی داشت.

ـ با توجه به بحران اقتصادی موجود در غرب، این سیاست، هزینه‌های آمریکا را پایین می‌آورد و ضمناً مراوده‌ تجاری با ایران به اقتصاد آمریکا کمک می‌کند.

ـ اگر آمریکا به ایران در سیاست چماق و هویج امتیازی داد که ایران نپذیرفت، در آن صورت نتیجه‌ طبیعی، موضوع «مهار» ایران خواهد بود.

معایب

ـ آمریکا مجبور است با سایر کشورها در مورد ایران معامله کند.

ـ ایرانیان عموماً پاسخ صریح آری یا نه نمی‌دهند و با این کار زمان می‌خرند.

ـ ایران با طولانی کردن پاسخ، موجب کم اثر شدن گزینه‌های بعدی یعنی حمله‌ نظامی و تغییر حکومت می‌شود.

ـ آمریکا مجبور می‌شود با اعمال سیاست چماق و هویج، از حمایت دمکراسی و حقوق بشر در ایران دست بردارد و این اجتناب‌ناپذیر است.

ـ سیاست چماق و هویج به‌دلیل پیچیدگی درونی سیاست در ایران می‌تواند شکست بخورد، زیرا در 30 سال گذشته ایران با تعریف متفاوت منافع ملی، توانسته‌ است سیاست‌های خارجی علیه خود را ناکام بگذارد.

فصل دوم ـ وسوسه کردن تهران: گزینه‌ تعامل

ـ اشکال بوش در اجرای سیاست چماق و هویج در این بود که چماق را کنار نمی‌گذارد.

ـ تهدید موجب می‌شود که ایرانیان از حیث ملی‌گرایی منسجم گردند.

هدف

ـ تغییر رفتار ایران از طریق تعامل و تشویق.

ـ اما چون ضمانت اقدام ندارد، نیاز به مدت زیادی برای اثربخشی دارد.

ـ در این گزینه، هیچ تضمینی برای ممانعت از دستیابی هسته‌ای ایران، یا عدم حمایت از گروه‌های فلسطینی و لبنانی از سوی ایران وجود ندارد.

ـ اما این رویکرد موفقیت گسترده‌ای در بلندمدت دارد و تغییر حکومت را نیز دربرخواهد داشت.

ـ از نتایج مفید آن، ایجاد رابطه و تعامل با ایران تأثیرگذاری و تغییر رفتار آن است.

ـ چنین رابطه‌ میان آمریکا با ایران، مانند رابطه‌ کنونی انگلیس با ایران است.

ـ همچنین، الگوی این رابطه، همان رابطه‌ آمریکا با چین است که به مرور موجب لیبرالیزه شدن اقتصاد آن کشور و پیدایش یک طبقه‌ متوسط در چین شده است.

چارچوب زمانی

ـ تعامل در بلندمدت می‌تواند مؤثر باشد.

ـ حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران، برای این کشور تهدید است، هر چند که آمریکا از موضع تعامل با ایران مواجه شود.

ـ دشمنی آمریکا با ایران و ایران با آمریکا، یک گزاره‌ بنیادین در سیاست ایران است.

ـ هیچ محدوده‌ زمانی برای تحقق این استراتژی وجود ندارد و نمی‌توان با هیچ مکانیسمی آن را تسریع بخشید.

دید کلان به این سیاست

ـ تعامل، جزئی از یک رویکرد استراتژیک است و دیپلماسی یعنی همین تعامل.

ـ در این سناریو، تعامل یک کنش استراتژیکی است نه تاکتیکی.

اولویت تعامل

ـ اگر تعامل اولویت پیدا کند، سیاست‌های آمریکا باید به یک جابجایی عظیم از گزینه‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی به تعامل بیانجامد.

ـ گزینه‌ تعامل، موجب لیبرالیزه شدن فضای داخلی ایران می‌شود.

ـ تعامل با دو رویکرد:

   الف) گام به گام،

   ب) معامله‌ بزرگ و حجیم و گسترده، می‌تواند صورت پذیرد.

اقناع

ـ مشوق برپایه اقناع طرف ایرانی بر تغییر رفتار وی باید ارائه شود.

ـ مشوق‌ها باید شامل سه حوزه‌ هسته‌ای، استراتژیک و اقتصادی باشد، که اکنون تنها تمرکز بر حوزه‌ برنامه‌ هسته‌ای ایران است.

ـ مشوق‌ها باید متوجه حامیان تغییر باشد، مثلاً مشوق‌های اقتصادی باید طیف ثروتمندان طبقه‌ متوسط به بالا را در نظر بگیرد.

زمان‌بندی

ـ تحقق گزینه‌ تعامل نیازمند سال‌های طولانی است و آمریکا نمی‌تواند توقع واکنش فوری از ایران داشته باشد.

شریک نامطمئن

ـ روی کار آمدن احمدی‌نژاد و اصولگرایان، موجب نفی لیبرالیزاسیون فضای عمومی کشور شده است.

ـ فضای عمومی ایران اکنون توأم با اعتماد به‌نفس و غرور است، که موجب ماجراجویی آنها می‌شود.

ـ آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است که حق را باید گرفت و اگر به دشمن تمکین شود، او دیگر کوتاه نمی‌آید.

ـ دوران احمدی‌نژاد تمام نشده است. در ادامه‌ برنامه‌ تعامل، باید یا احمدی‌نژاد را دور زد، یا او را به درون میدان برنامه کشاند.

ـ عصر رفرمیست‌های ایران نشان داد که رقابت میان جناح‌ها جدی است.

ـ امروز در میان همه‌ جناح‌ها یک نظر واحد وجود دارد و آن هم این نکته است که همه از ضرورت مذاکره با آمریکا سخن گفته‌اند.

ـ در طول بیست سال، هاشمی رفسنجانی سعی کرد رابطه‌ ایران با آمریکا را بهبود ببخشد. اما تاکتیک‌های پشت پرده‌ او خیلی مؤثر نبوده است.

معایب

ـ سیاست داخلی ایران به قدری پیچیده است که معلوم نیست سیاست تعامل جواب دهد.

ـ اصولگرایان، رویکرد آمریکا به تعامل را حاصل ضعف آمریکا می‌دانند.

ـ چون چارچوب زمانی مشخصی برای سیاست تعامل مدنظر نیست، در نتیجه ممکن است ایران به همه‌ خواسته‌های خود برسد، اما آمریکا به هیچ یک از خواسته‌هایش نرسد.

ـ تاکنون هیچ پیام محکمی از سوی رهبر ایران برای مذاکره با آمریکا شنیده نشده است.

ـ اسرائیل در معادلات تعامل همچون یک کارت وحشی و برگه‌ غیرقابل مهار عمل می‌کند.

بخش دوم ـ راهکار نظامی: خلع سلاح تهران

ـ گزینه‌های دیپلماتیک، یک نقص اساسی دارند و آن نیازمندی به همکاری ایران است.

ـ درواقع هیچ یک از گزینه‌های دیپلماتیک، تضمینی برای موفقیت ندارند.

ـ بخشی از آمریکایی‌ها معتقدند ایران قابل اعتماد نیست. آنان حتی روسیه و چین را نیز قابل اعتماد نمی‌دانند، لذا می‌گویند که به دلیل عدم باور این کشورها، محدودیت‌های سیاسی و تحریم‌های اقتصادی همواره شکست می‌خورد.

ـ به این دلایل، هر گزینه‌ای که نیاز به همکاری ایران یا کشورهای متحد آمریکا بر علیه ایران را داشته باشد، منتفی است.

ـ تنها عامل زور است که به‌طور یک‌جانبه از سوی آمریکا امکان به‌کارگیری دارد و نیاز به همکاری ایران یا متحدان ندارد.

ـ اگر ایران به سلاح هسته‌ای مجهز شود، در آن صورت گزینه‌ نظامی آمریکا علیه آن کشور نیز دشوار خواهد شد.

ـ مشکلاتی که ارتش آمریکا در عراق و افغانستان پیدا کرده است، امکان موفقیت نظامی بر علیه ایران را با تردید مواجه ساخته است.

ـ با این شرایط، بخش دوم این گزارش، به بررسی گزینه‌ نظامی پرداخته است.

ـ اوباما نیز گزینه‌ نظامی را رد نکرده است.

ـ این نگرانی وجود دارد که اسرائیل به‌طور یک‌جانبه به تهاجم علیه ایران اقدام کند.

ـ گزینه‌ موردنظر این خواهد بود که همچون عراق و افغانستان، اقدام نظامی به اشغال ایران و تغییر حکومت منجر شود.

ـ سناریوی حمله‌ هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران بالاترین ضریب امکان تحقق را دارد.

ـ برخی از آمریکایی‌ها معتقدند هزینه‌ حمله به ایران بسیار زیاد است و این موضوع موجب تردید در اقدام نظامی علیه ایران شده است، اما آنان امیدوارند که اسرائیل چنین اقدامی را به جای آنها انجام دهد.

فصل سوم ـ یک راه را تا انتها رفتن: گزینه تهاجم
ـ اکنون آمریکا تمایل به انتخاب راهکار نظامی علیه ایران را ندارد. پس از هزینه‌های جنگ در افغانستان و عراق و عدم وجود چشم‌انداز روشن، اغلب آمریکایی‌ها مایل نیستند در نقطه‌ای دیگر از خاورمیانه درگیر جنگ شوند.

ـ به‌دلیل پراکنده شدن نیروها، آمریکا باید برای تهاجم به ایران، نیروهای ذخیره را فراخوان کند.

ـ پس از سی سال وجود مشکلات میان آمریکا و ایران، هیچ استراتژی همچون تهاجم نظامی، نمی‌تواند قاطعانه مشکلات مزبور را مرتفع کند.

ـ شکست‌های آمریکا در عراق و افغانستان، نشان داد که پرسش اساسی که آمریکا باید پاسخ دهد این است که درصورت تهاجم به ایران، آیا می‌تواند در ایران یک دولت آمریکایی باثبات و امن پدید آورد!

ـ مشکلات عراق و افغانستان درس‌های زیادی به آمریکا داده است، اما هنوز ایده‌ای که درس‌های مزبور را به ایران، یعنی کشوری با سه برابر جمعیت و چند برابر وسعت نسبت به عراق، تعمیم دهد، وجود ندارد.

هدف

ـ هدفِ گزینه‌ تهاجم به ایران، این است که حکومت ایران را از طریق زور و حمله‌ نظامی ساقط کرده، قدرت نظامی آن را خرد کرده و اجازه داده نشود که کنترل خود را بر جامعه اعمال نماید و برنامه‌ هسته‌ای آن نابود شود.

ـ آمریکا باید بتواند پس از حمله، یک حکومت باثبات و آمریکایی در آن پدید آورد.

ـ مانند افغانستان و عراق، بازسازی ایران پس از اشغال بسیار دشوار و پرهزینه خواهد بود.

چارچوب زمانی

ـ در تئوری، آمریکا هرگاه اراده کند می‌تواند به ایران حمله کند. لذا از نظر زمانی بسیار سهل‌الوصول است. اما در واقعیت، این امر آسان نیست و موانع زیادی دارد.

ـ اگرچه تهاجم نظامی از گزینه‌ تعامل یا گزینه‌ تغییر حکومت، سریع‌تر امکان‌پذیر است، اما زمان آن می‌تواند تا سال‌ها طول بکشد که شامل اولتیماتوم به ایران، اخذ مجوز قانونی از سازمان ملل، اقدامات لجستیکی انتقال نیرو به منطقه و سپس اقدام نظامی می‌شود.

ـ گزینه‌ نظامی نیازمند گرفتن بهانه از ایران، برای حمله به آن کشور است. البته اگر اراده بر حمله به ایران وجود داشته باشد، آمریکا می‌تواند کاری کند که ایران را تحریک کند تا پاسخی بدهد که همان بهانه‌ مورد نیاز باشد.

ـ بازسازی پس از جنگ در ایران، طولانی‌ترین و خونین‌ترین بازسازی خواهد بود.

نگاهی کلان به این سیاست

ـ مسئله اصلی، درگیری‌های پس از جنگ و اشغال است.

ـ چون ممکن است کشورهای همسایه، اجازه‌ استفاده از خاک خود را برای حمله به ایران ندهند، لذا باید تفنگداران دریایی، بندری را در ایران تصرف و از آنجا عملیات لجستیکی برای هجوم به درون ایران صورت گیرد.

الزامات

ـ تحریک: ایران باید یک اقدام تحریک آمیز به‌مثابه واقعه‌ 11 سپتامبر 2001 صورت دهد.

ـ دیپلماتیک: اگر ایران اقدام تحریک‌آمیز نکند، امکان اجماع بین‌المللی ناممکن است.

ـ نظامی: عملیات نظامی باید سنگین باشد، اما الزام کلیدی، مسائل پس از اشغال است. آمریکا برای اشغال عراق 200 هزار نفر نیرو وارد کرد. ایران کشوری با سرزمین پهناور کوهستانی و بیابانی است که در جنگ چریکی بسیار توانایی دارد و می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد. الزامات لجستیکی تهاجم به ایران بسیار سخت‌تر از عراق است. در تهاجم به ایران، نیروی ویژه و سربازان آمریکایی فارسی‌زبان الزامی است که آمریکا در این خصوص بسیار ضعیف است.

ـ اشغال: برای عملیات علیه منازعات کم‌شدت و ضد شورش دوره‌ اشغال، نیروی متخصصی در حد 2 درصد جمعیت ایران (یعنی حدود 4/1 میلیون نفر) برای ایجاد امنیت و ثبات در آن کشور نیاز است.

ـ سیاسی: حمایت اکثریت مردم آمریکا در این تهاجم الزامی است، زیرا تهاجم به ایران سخت‌تر از عراق خواهد بود. کشور آمریکا باید تحمل تلفات زیاد را داشته باشد زیرا تنفر مردم ایران از آمریکا به استمرار جنگ چریکی خواهد انجامید.

محاسن

ـ حمله‌ نظامی، کلیه‌ مشکلات آمریکا درباره‌ ایران از جمله پرونده‌ هسته‌ای را یکباره حل می‌کند.

ـ همه‌ اقدامات تحت کنترل آمریکا خواهد بود و نیازمند همکاری بین‌المللی نیست.

ـ این گزینه، از مهمترین و مطمئن‌ترین منبع قدرت آمریکا، یعنی ارتش آن کشور بهره می‌برد.

معایب

ـ تهاجم نظامی به ایران بسیار پرهزینه خواهد بود، هم در حمله و هم در اشغال.

ـ هزینه‌ تلفات می‌تواند شامل صدها و یا شاید هزاران آمریکایی در تهاجم باشد.

ـ واکنش نظامی تهران که حجم و استعداد آن قابل برآورد نیست (به‌ویژه در حوزه‌ عملیات چریکی، یا بستن تنگه‌ هرمز).

ـ مردم ایران آرام نیستند و امکان بروز منازعات قومی در ایران می‌تواند به همسایگان آن کشور کشیده شود و در نتیجه ناامنی آن، وضعیت صدور انرژی از منطقه را مختل خواهد کرد.

ـ اعتبار آمریکا در اثر حمله‌ به ایران مخدوش می‌شود و در قضایای کره شمالی و دارفور و... قدرت چانه‌زنی آمریکا کاهش می‌یابد.

ـ نقش آمریکا در ایجاد نظم جهانی مخدوش شده و از آمریکا یک چهره‌ مهاجم ارائه می‌شود.

فصل چهارم ـ گزینه اُسیراک

ـ با توجه به هزینه‌ زیاد تهاجم نظامی تمام عیار به ایران، سناریوی دوم، موضوع حمله‌ هوایی محدود به تأسیسات اتمی مانند حمله به تأسیسات اتمی اسیراک عراق توسط اسرائیل را دربرمی‌گیرد.

ـ در تشدید افقی منازعه، می‌توان پس از بمباران تأسیسات هسته‌ای، به بمباران سیستم فرماندهی و کنترل و سایر پایگاه‌های نظامی ایران پرداخت.

ـ تهاجم هوایی به برنامه‌ هسته‌ای ایران می‌تواند موجب تعویق برنامه‌ هسته‌ای ایران شود.

هدف

ـ هدف تهاجم هوایی این است که در حد ممکن برنامه‌ هسته‌ای ایران را نابود سازد. اگر کار موفق شود، می‌تواند به مدت 10 سال آن را به عقب اندازد. در طول این مدت ده سال، احتمالاً کسانی در ایران به قدرت می‌رسند که دوست آمریکا بوده و برنامه هسته‌ای را کنار می‌گذارد.

چارچوب زمانی

ـ زمان شروع آن به عهده‌ آمریکاست، اما واکنش ایران غیرقابل پیش‌بینی است.

نگاه کلی به این سیاست

ـ این حملات هوایی بین چند روز تا چند هفته ادامه پیدا می‌کند.

ـ حملات هوایی نیازمند اطلاعات دقیق است.

ـ ایران روش‌های حمله‌ هوایی آمریکا و اسرائیل در عراق و بالکان و... را می‌شناسد، لذا تدابیر هوشمندانه‌ای از جمله انتقال تأسیسات به زیرزمین را اتخاذ نکرده و آنها را پراکنده کرده است.

رویارویی با واکنش ایران

ـ شاید ایران پاسخ ندهد و با مظلوم‌نمایی، خود را قربانی نشان دهد.

ـ شاید ایران پاسخ دهد و مثلاً تنگه‌ هرمز را ببندد.

ـ شاید ایران اهداف آمریکایی و اسرائیل را با موشک بالستیک مورد هجوم قرار دهد.

ـ شاید ایران واکنش چریکی به اهداف آمریکایی نشان دهد.

اقدامات پس از حمله‌ هوایی

ـ پس از تهاجم هوایی آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران، مردم ایران منسجم‌تر شده و به فکر دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌افتند و از معاهده‌ NPT خارج می‌شوند.

ـ لذا باید هر چند سال یک‌بار به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد.

الزامات

ـ نظامی: توانایی این اقدام وجود دارد و هزینه‌ نظامی آن زیاد نیست. پرسش این است که آیا کشورهای منطقه حاضر به همـکاری هستند یا اینکه آمریکا باید به تنهایی آن را انجام دهد.

ـ دیپلماتیک: آمریکا باید بیشترین حمایت را به‌ویژه از سوی همسایگان ایران جلب کند. همچنین این حمله، موجب مخدوش شدن وجهه‌ آمریکا در منطقه نشود. آمریکا نیازمند رفتار تحریک‌آمیز ایران است و برای این ‌کار می‌تواند به اقدامات تغییر حکومت بپردازد تا ایران واکنش نشان داده و رفتار تحریک‌آمیز ارائه کند و به آمریکا بهانه بدهد.

ـ قانونی: این گزینه وجاهت قانونی ندارد و قطعنامه‌های شورای امنیت نیز مجوز حمله را صادر نکرده است.

برای ادامه‌ی گزارش (شامل بخش ویژه انقلاب مخملی) کلیک کنید.