خبرگزاری فارس: برای اینکه در تحلیل این فیلم اشتباه نکنیم، باید به خاطر بسپاریم که کار ساخت "به رنگ ارغوان " در سال 1383 به پایان رسیده بود.

به گزارش "سرویس فضای مجازی " خبرگزاری فارس، تقی دژاکام نویسنده وبلاگ "آب و آتش "، مطلبی با عنوان "به رنگ ارغوان؛ فیلمی که برای امروز نیست " را در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده است.
بر اساس این گزارش در این مطلب آمده است:
1- هنرمندان دو گونهاند: آنها که خود را تکرار میکنند و آنها که هر بار اثری بدیع و نو میآفرینند.
شاید درستتر این باشد آنها که خود را تکرار میکنند هنرمند بودنشان را خیلی جدی نگیریم، اما نمیتوانیم دلهرههای دیدن و شنیدن و خواندن آثار هنری کسانی که هر بار نو میشوند و خلاقیت نشان میدهند و زایندگی دارند را پنهان کنیم.
هر چند این دلهره، از جنس اشتیاق باشد که خیلی هم ربطی به ارزشگذاری مثبت و منفی آثار ندارد.
هنرمند، همیشه باب میل دل ما اثر خلق نمیکند و از طرفی این تنوع و تفاوت و تازگی و انتظار آفرینی مربوط به سوژه و داستان نیست؛ گاهی در بینش و دیدگاه هم هست.
به همین دلیل است که هنرمندان، ممکن است در هر برههای به رنگی در آیند: گاهی به رنگ خاک، گاهی به رنگ سرخ، گاهی به رنگ آبی آسمانی و البته گاهی هم به رنگ ارغوان.
2- ابراهیم حاتمی کیا از آن دسته هنرمندانی است که به خصوص در این سالها کوشیده است خود را تکرار نکند و در هر اثرش سوژهای متفاوت را دستمایه ساخت فیلمش کند؛ از موضوعات جنگی تا اجتماعی و عاطفی و این بار موضوعی سیاسی - امنیتی.
و البته همین حساسیت داشتن موضوعات سیاسی - امنیتی موجب شد که "به رنگ ارغوان " به جای 5 سال پیش، صبح روز یکشنبه چهارم بهمن، رسماً در جشنواره فیلم فجر به روی پرده بیاید.
در حقیقت، از مخالفتهای جدی و مستمر وزیر اطلاعات دولت سید محمد خاتمی تا موافقت شتابزده دولت دوم محمود احمدی نژاد، فاصلهای است که هر دو تصمیم را قابل تأمل مینماید.
3- برای اینکه در تحلیل این فیلم اشتباه نکنیم، باید به خاطر بسپاریم که کار ساخت "به رنگ ارغوان " در سال 1383 به پایان رسیده بود.
به همین دلیل این سئوال پیش میآید که آیا اتفاقاتی که در وزارت اطلاعات رئیس جمهور پیشین روی داده بود باعث شد فیلمساز ما به ساخت چنین اثری ترغیب شود ؟
آیا بنابر برخی گفتهها ، مشاوران فیلمنامه "به رنگ ارغوان " از خود برادران نبودهاند ؟
آیا حاتمی کیا خواسته است در کنار معرفی و تبلیغ قدرتمندی و دقت بچههای وزارت، به آسیبهایی که فرا روی راه پرخطرشان قرار دارد هم اشاره کند ؟
آیا حاتمیکیا در این فیلم، نگاه انتقادی داشته است یا نگاه اصلاحی، یا هر دو ؟
آیا مانند "خاکستر سبز "، نگاه عاطفی و نرم، حاشیه پر رنگتر از متن موضوعی جنگی و سخت شده است ؟
آیا بین "هو الحبیب " آغاز فیلم و "هو الحبیب " آخرین گزارش شهاب 8، ارتباط معناداری نیست ؟
ممکن است این سئوالها، پاسخهای قانع کنندهای داشته باشند اما پرسشهای دیگری هم در کنار این ماجرا رخ مینمایند از جمله نگاه نمادین به درختان (آدمها) و کشیدن جاد ؟
دسترسی با قطع آنان ( قربانی دادن یا قربانی کردن در راه رسیدن به هدف ) و نقش دانشجویان و دانشگاه در این باره و ...
3- گذشته از پاسخهای محتمل به پرسشهای مختلف و گوناگون فوق، سئوال بزرگتری ذهن هر تماشاگر را به خود مشغول میکند و آن اینکه: این درست که داستان فیلم مربوط به سالها پیش و شرایط گذشته سیاسی کشورمان است، اما نمایش و اکران آن در شرایط فعلی به ویژه با حوادث تلخ این ماههای کشورمان و آتش فتنهها و ادعاهای دروغ و ... آیا آبی بر آتش است یا آتش زیر خاکستر را شعلهور کردن ؟
و در این میان و به خصوص در این زمان، سهم گمنامان جان بر کفی که نجیبانه، هم از جان و هم از آبروی خود برای استقرار و تقویت امنیت کشورمان مایه گذاشته و میگذارند چه میشود و این فیلم تا چه مقدار در اصلاح یا تخریب چهره آنان تأثیر میگذارد؟
4- هر کدام از این سئوالات، موضوع بحث و گفتوگو و تحلیل مفصلی است که علی الحساب جای آن در این روزها ( ی ما خبرنگارها ) نیست، اما یک نکته را میتوان با قاطعیت گفت و آن اینکه حاتمیکیا در این فیلم، تا حد زیادی در کنار خلاقیت، از تخیل خود در پدید آوردن این فیلم بهره گرفته است به گونه ای که اگر این عنصر "تخیل " را از "به رنگ ارغوان " بگیریم، چیز زیادی از آن باقی نمیماند.
5- "به رنگ ارغوان " نقاط قوت و ضعف بسیاری دارد.به عنوان مثال، صدا گذاری بد فیلم، فیلمبرداری بسیار قوی و خیره کننده و بازیهای متوسط، از ویژگیهای آن است.
حمید فرخ نژاد به هیچ وجه آن فرخ نژاد "عروس آتش " و "ارتفاع پست " نیست و نتوانسته نقش دو گانه مأمور اطلاعاتی و دانشجوی امور جنگل را به خوبی بازی کند و در هر دو کاراکتر، از یک قالب ساده فراتر نرفته است.
ممکن است گفته شود این اقضای کار یک مأمور اطلاعاتی است که در هر دو نقش و وظیفه از یک قالب فراتر نرود اما هنگامی که دوربین به خلوت اطاق فرخ نژاد میرود چه ؟
چرا در آنجا هم بازی او با بازی محیط دانشکده و جنگل فرقی نمیکند ؟
البته "خزر معصومی " در نقش "ارغوان کامرانی " بازی به نسبت بهتری از فرخ نژاد ارائه داده است هر چند در کل، در "به رنگ ارغوان " شاهد بازی شاخصی نیستیم و این از ابراهیم حاتمیکیایی که میشناسیم، عجیب مینماید.
7- آخرین فیلم به نمایش در آمده حاتمیکیا ، در رده آثار به یاد ماندنی فیلمساز محبوب ما نیست.
توده مردم، حاتمیکیا را ظاهراً برای همیشه با "آژانس شیشهای " و "از کرخه تا راین " به خاطر خواهند سپرد و منتقدان، با "بوی پیراهن یوسف " و "روبان قرمز ".
و نکته آخر اینکه، به رنگ ارغوان شاید تا مدتی کوتاه، تأثیری در ذهن و زبان سینمای ایران بگذارد ( که در این هم تردید است ) اما قطعاً این تأثیر احتمالی، دوام و ماندگاری نخواهد داشت.
و حالا علاقهمندان حاتمیکیا، انتظار فیلم بعدی او را میکشند و میخواهند در اثر جدید او که حتماً یا در سوژه یا در تکنیک و یا در نگاه و زاویه دید و یا در همه اینها، چهرهای متفاوت را از کارگردان خلاق خود نشان خواهد داد، همان صمیمیت و نجابت همیشگی ابراهیم را ببینند و در آینه فیلم بعدی او، باز هم خود را و آرمانهای نسل خود را مشاهده کنند و حاتمیکیا نشان داده است که برای بر آورده شدن این آرزو، نباید خیلی انتظار کشید.
__________
پانوشت اول: این نوشته بدون هر گونه پانوشتی (برخلاف دیگر نوشتههایی که امسال از جشنواره فیلم فجر نوشتم) به کیهان ارائه نشد.
آن را به ایرنا دادم و دوستان خبرگزاری اعلام کردند که نوشته تو در دست یکی از همکاران گروه فرهنگی است و بعد هم اعلام کردند که گم شده است و این گم شدن تا این لحظه ادامه دارد.
پانوشت دوم: اظهار نظر دکتر احمدی نژاد در تجلیل از این فیلم، تعجب بر انگیز بود؛ به خصوص آنجا که درست فردای انتشار آن از سوی سایتها و خبرگزاریها، دفتر رئیس جمهور اعلام کرد از آنجا که این اظهار نظر غیررسمی بوده است انتشار آن کاری غیر اخلاقی است !
آیا نظر رئیس جمهور درباره موضوعات مختلف در یک نشست با یک نشست عمومیتر متفاوت است ؟
با این حساب، خبرنگاران باید از این پس، بعد از دریافت نظر دکتر احمدی نژاد درباره هر موضوعی، این سئوال تکمیلی را هم از ایشان بپرسند که این اظهار نظر، رسمی است یا غیر رسمی !
پانوشت سوم: برخی از دوستان عقیده دارند اظهار نظر غیر رسمی اول رئیس جمهور، نوعی واکنش به ... بگذریم!