روایات پرچم های سیاه از دیرباز مورد توجه محققان مباحث ظهور بوده و حتی برخی اعتقاد دارند دشمنان برای نیل به اهداف پلید خود و جذب مسلمانان عصر ظهور اقدام به مصادره این روایات و برافراشتن پرچم های سیاه القاعده و داعش نموده اند. ما در طی مقاله ای در چند سال گذشته به بررسی پرچم های سیاه در روایات عصر ظهور پرداختیم و مشخص شد که 5 نوع پرچم سیاه در روایات وجود دارد که 4 نوع آن مربوط به عصر ظهور و یک پرچم نیز پرچم های سیاه بنی العباس است.
با این اوصاف یکی از اعضای مرکز تخصصی مهدویت در طی مصاحبه ای با خبرگزاری شبستان در اظهاراتی عجیب بیان نمودند که پرچم های سیاه از علائم ظهور نیست ، و روایات پرچم های سیاه جعلیات بنی العباس است ، با توجه به اهمیت مسئله پرچم های سیاه که روایات زیادی در توصیف آنها در عصر ظهور صادر شده است به بررسی صحت و سقم این ادعا می پردازیم:
پس از طرح این ادعا و زیر سئوال بردن اعتبار روایات پرچم های سیاه توسط حجت الاسلام جعفری بنده با علامه کورانی نویسنده کتاب عصر ظهور تماس گرفتم و مسئله را با ایشان مطرح کردم ، ایشان فرمودند : روایات پرچم های سیاه متواتر و معتبر است ، ما این روایات را در روایات سیدخراسانی ، شعیب و رایات سود می بینیم و بخاطر تواتر ، اعتبار آنها غیرقابل خدشه است ، از سوی دیگر بنی العباس این روایات را جعل نکرده اند بلکه آنها روایات مذکور را مصادره به مطلوب کرده اند و بین این دو تفاوت بسیار است.
همانگونه که علامه کورانی نیز فرمودند روایات پرچم های سیاه متواتر و معتبر بوده و همراه با سلسله روایات سیدخراسانی ، شعیب و رایات سود در روایات عصر ظهور دیده می شوند ، در ابتدا به طور مختصر نگاهی به روایت متواتر و اعتبار آنها می اندازیم و در ادامه روایات پرچم های سیاه را در مجموعه روایات سیدخراسانی ، شعیب بن صالح و رایات سود ملاحظه می کنیم :
حدیث متواتر چیست؟
متواتر در لغت به معنای پیاپی و مکرّر است و حدیث متواتر، حدیثی است که شمار راویان آن در هر طبقهٔ زمانی، به حدّی باشد که تبانی آنان بر جعل حدیث، نزدیک به غیرممکن باشد. در مورد احادیث متواتر، احتمال نقل درست مضمون حدیث از معصوم گویندهٔ آن، قطعی است.
اقسام
حدیث متواتر به متواتر لفظی و متواتر معنوی و متواتر اجمالی تقسیم شدهاست.
متواتر لفظی
حدیثی است که همهٔ ناقلان، مضمون آن را دقیقاً به یک صورت نقل کردهباشند؛ اینگونه موارد کمتر رخ میدهد.
متواتر معنوی
قدر مشترکی از مضمون چند حدیث است و بیشتر برای بیان معنای یک مطلب آورده شدهاند. احادیث متواتر معنوی، از گونهٔ لفظی بیشتر هستند.
متواتر اجمالی
علم اجمالی به صحت چند حدیث است که در یک موضوع وارد شده است،گر چه در تک تک آنها میتوان خدشه وارد کرد،ولی صدور یکی از آن جمع به تواتر اجمالی ثابت است.می توان گفت که برگشت تواتر اجمالی نیز به همان قدر مشترک مفاد چند خبر است که تواتر معنوی می نامند.
آیا روایات پرچم های سیاه جزو روایات متواتر است؟
با اندک تاملی در روایات پرچم های سیاه در می یابیم همچنانکه علامه کورانی فرمودند این روایات مشمول تواتر بوده و معتبر می باشند :
پرچم های سیاه در روایات " رایات سود " :
وقتى که دیدید از طرف مشرق بیرقهاى سیاهى نمایان شد فارس را اکرام کنید، زیرا که دولت ما در میان آنها است. ملاحم و الفتن ص 16
وقتى که بیرقهاى سیاهى از طرف مشرق بیاید و بیرقهاى زردى از طرف مغرب بیاید تا در وسط شهر شام یعنى دمشق با یکدیگر ملاقات نمایند موقع بلاء خواهد بود.
ملاحم و الفتن ص 70
سفیانى داخل کوفه خواهد شد و سه روز اهل کوفه را اسیر میکند و شصت هزار از اهل کوفه را خواهد کشت و (18) شب در کوفه اقامت مینماید که اموال آنها را تقسیم کند، تا اینکه بیرقهاى سیاهى (براى اخذ بیعت) بسوى مهدى علیه السّلام روانه میکند فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 91 ص: 34
هنگامی که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ، ولو با سینه خیز رفتن بر روی برفها باشد ، که صاحبان آن پرچم ها طرفداران حق هستند ،آنها حق را مطالبه می کنند ، به آنها داده نمی شود ، نبرد می کنند و پیروز می شوند ، آنچه می خواستند به آنها داده نمی شود .....
غیبت شیخ طوسی ص 262 ، الملاحم و الفتن ص 27 ، بشاره الاسلام ص 107
موقعى که دیدید بیرقهاى سیاه از طرف خراسان خارج شدند خود را بآنها برسانید و لو اینکه با دست و سینه از روى برف بروید چون که مهدى خلیفه خدا در میان آنها است.
ملاحم و الفتنه ص 42 ، کشف الغمه ج 3 ص 262 ، الزام الناصب ص 100
سعید بن مسیب از رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله روایت کرده است که فرمود:
بیرقهاى سیاهى از طرف مشرق خروج میکند و تا آن موقعى که خدا بخواهد خواهند بود بعد از آن بیرقهاى کوچک سیاهى از طرف مشرق خروج میکنند و با مردى از فرزندان أبى سفیان و یارانش جنگ میکنند و مطیع مهدى علیه السّلام میشوند.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 102ص: 38
بیرقهاى سیاه در کوفه وارد میشوند و لشکرهائى براى بیعت با مهدى علیه السّلام باطراف عالم میفرستند، فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 48 – باب 109
هنگامی که پرچم های سیاه به حرکت درآمدند ، بر زمین بچسبید و دست و پای خود را تکان مدهید ، تا گروهی خروج کنند که هیچ مورد اعتنا نیستند.
ملاحم و الفتن ص 28
پرچم هاى سیاه از خراسان مى آید و یاران مهدى به بیت المقدس وارد مى شوند القول المختصر 34
پرچم های سیاهی از خراسان به اهتزار درمی آید که چیزی نمی تواند از پیشروی آنها جلوگیری کند تا اینکه در ایلیاء(بیت المقدس) فرود آید و استقرار یابد.
الحاوی للفتاوی ج 2 ص 127 – الملاحم واللفتن ص 43
رسول خدا(ص):ما اهل بیتى هستیم که خدا آخرت را براى ما خواسته است و این اهل بیت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اینکه عده اى که بیرقهاى سیاهى دارند از طرف مشرق می آیند و دو مرتبه یا سه مرتبه حق خود را طلب میکنند و حق را بآنها نمیدهند تا اینکه جنگ کنند و غالب شوند، آنگاه حق آنها را بآنها میدهند ولى قبول نمیکنند و حق را بمردى از اهل بیت من رد میکنند و او زمین را پر از عدل میکند بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد هر کدام از شما آن را درک کردید باید خود را بآن برسانید و لو اینکه با دست و سینه خود از روى برف بروید زیرا که او مهدى علیه السّلام است.
غیبت نعمانی ص 145 ، الحاوی للفتاوی ج 2 ص 127 ، الامام المهدی ص 67 و 296 و ...
پرچمهاى سیاه از مشرق بطرف حیره می آیند. و شکافى در نهر فرات پدید می آید و آب آن کوچه هاى کوفه را فرا میگیرد
مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 991
پرچم های سیاه در روایات سیدخراسانی :
در آن وقت لشکرى با پرچم هدایت بیرون آمده لشکر سفیانى را دنبال میکنند تا بآنها میرسند و تمام آنها را بقتل میرسانند. بطورى که یک نفر از آنها را باقى نمیگذارند که خبرى از آنها ببرد! و اسیران و آنچه بغارت برده اند، از آنها میگیرند.
مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 954
موقعى که دیدید بیرقهاى سیاه از طرف خراسان خارج شدند خود را بآنها برسانید و لو اینکه با دست و سینه از روى برف بروید چون که مهدى خلیفه خدا در میان آنها است.
بشارة الاسلام ص 290 ، الزام الناصب ص 253 ، منتخب الاثر ص 304 و ...
امیرمؤمنان(ع) میفرمایند: «سفیانی و صاحبان پرچمهای سیاه با یکدیگر روبرو میشوند در حالی که میان آنان جوانی از بنیهاشم است که در کف دست راستش، خال سیاهی است و در پیشاپیش لشکریان او، شخصی از قبیلة بنی تمیم به نام شعیب بن صالح قرار دارد».
ابن حماد، فتن، ص 86.
جابر از امام باقر (ع)روایت می کند: جوانی از بنی هاشم از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کند که در کف دست راست او خالی(خللی)است و پیشاپیش او مردی بنام شعیب بن صالح است که با لشکریان سفیانی می جنگد و آنها را شکست میدهد.
الملاحم و الفتن باب97 ص52
ابن حماد/84
به نقل از آن ، عقد الدرر /128 ، الحاوى 2/68 و ملاحم ابن طاووس /53 .
به نقل از ابن حماد ، الحاوى 2/69 وجمع الجوامع 2/103 .
ابن حماد 1/314
هنگامی که سپاه سفیانی به سوی کوفه عزیمت می کند ، سفیانی گروهی را به جستجوی اهل خراسان می فرستد ، که برای یاری حضرت مهدی(عج) خروج کرده اند ، سپاه سفیانی با سپاه سید هاشمی(سیدخراسانی) که پرچم های سیاهی دارند و پرچمدارش شعیب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو می شود .... ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 و ...
سفیانى سپاهى به کوفه گسیل دارد که هفتاد هزار نفر شمار ایشان باشد پس ایشان مردم کوفه را بکشند و به دار آویزند و اسیر کنند، در کشاکشى این چنین که بر ایشان واقع شده، ناگاه پرچمهائى از جانب خراسان پدیدار شود و پرچمداران منزلها را با سرعت بسیار بپیمایند و با آنان چند تن از اصحاب قائم همراه باشند. غیبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 392
وقتى که مردى شهر شام را گرفت و مرد دیگرى مصر را مسخر کرد و با یک دیگر جنگ کردند و اهل شام، اهل مصر را اسیر نمودند و مردى از طرف مشرق با بیرقهاى سیاه کوچکى بسوى صاحب شام آمد آن مرد مطیع مهدى علیه السّلام خواهد شد فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 99 - ص: 36
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله یاد بلائى کرد که دچار اهل بیتش میشود تا اینکه خدا مردى را با بیرق سیاه از طرف مشرق بفرستد کسى که آن بیرق را یارى کند خدا او را یارى میکند و کسى که نصرت آن را ترک کند خدا نصرتش را ترک میکند، بعدا میآیند نزد مردى که نامش نام من است و او را سرپرست خود میکنند و خدا او را یارى و تأیید مینماید
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 100ص: 38
پرچم های سیاه در روایات شعیب بن صالح :
بیرق سیاهى از بنى عباس خروج میکند آنگاه از خراسان بیرقهاى سیاهى خروج میکنند که کلاه آنها سیاه و لباسشان سفید خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تمیم است که آن را شعیب بن صالح یا صالح بن شعیب میگویند، اصحاب سفیانى را شکست میدهد تا اینکه وارد بیت المقدس شود و سلطنت آن را براى مهدى علیه السّلام مسخر نماید و سیصد نفر از شام بسوى او حاضر خواهند شد. بین خروج آن و بین اینکه تسلیم امر مهدى علیه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 92 ص: 35
پرچم های سیاهی برای نبرد با سفیانی به حرکت درمی آید که در میان آنها جوانی از بنی هاشم هست که صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالی(خللی) هست ، در پیشاپیش این سپاه شعیب بن صالح تمیمی است که کلاههای سپاهیانش سیاه است و جامه هایشان سفید. سپاه سفیانی را شکست می دهند و به سوی غرب پیش می روند و زمینه را برای حضرت مهدی فراهم می کنند ، فاصله بین خروج او تا تقدیم امور به حضرت مهدی(عج) هفتاد و دو ماه می باشد. الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 185
پرچم های سیاه کوچکی به اهتزار درمی آیند ، که با مردی از اولاد ابوسفیان نبرد می کنند و برای اطاعت از مهدی زمینه سازی می کنند ، در پیشاپیش این پرچم ها ، مردی بنام " تمیم بن صالح " حرکت می کند.بشاره الاسلام ص 212 و 184 ، المهدی ص 190
محمّد بن حنفیه میگوید: بیرق سیاهى از بنى عباس خروج میکند آنگاه از خراسان بیرقهاى سیاهى خروج میکنند که کلاه (صاحب) آنها سیاه و لباسشان سفید خواهد بود. جلو آنها مردى از (بنى) تمیم است که آن راشعیب بن صالح یا صالح بن شعیب میگویند، اصحاب سفیانى را شکست میدهد تا اینکه وارد بیت المقدس شود و سلطنت آن را براى مهدى علیه السّلام مسخر نماید و سیصد نفر از شام بسوى او حاضر خواهند شد. بین خروج آن و بین اینکه تسلیم امر مهدى علیه السّلام شود هفتاد و دو ماه خواهد بود. فتنه و آشوبهاى آخر الزمان،باب 92 ص: 35
آنگاه این مرد تمیمی – که خداوند بر سرزمینش باران رحمت فروریزد – با پرچم سیاه مهدوی با نصرت الهی و دعوت حقه پیش می تازد تا به محضر حضرت مهدی برسد و دست بیعت بدهد.
الملاحم و الفتن ص 112 و 41
جابر از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود: جوانى از بنى هاشم که خالى در کف دست راست خود دارد با بیرقهاى سیاهى از طرف خراسان خروج میکند که شعیب بن صالح در جلو او خواهد بود و با اصحاب سفیانى جنگ کرده آنها را شکست میدهد
عقدالدرر ص 128 ، الحاوی ج 2 ص 68 ، ملاحم ابن طاووس ص 53
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، ص: 36
مرد کوسه یا کم ریش ، گندم گون و متوسط القامتى که شعیب بن صالح نام دارد و غلام بنى تمیم است با چهار هزار نفر که لباسشان سفید، بیرقهاشان سیاه است از شهر رى خروج میکند، او مقدمه (خروج) مهدى علیه السّلام است، با کسى ملاقات نمیکند مگر اینکه آن را خواهد کشت.
فتنه و آشوبهاى آخر الزمان، متن، باب 95 - ص: 36
علاوه بر بحث تواتر روایات پرچم های سیاه که به خودی خود اعتبار بخش است ، با اندکی تامل درمی یابیم که منبع برخی از روایات پرچم های سیاه جزو کتب بسیار معتبر و قوی السند از جمله غیبت نعمانی و الغیبه شیخ طوسی می باشند که معتبرترین منابع روایات ظهور می باشند.
روایات پرچم های سیاه در معتبرترین منابع شیعه :
ما اهل بیتى هستیم که خدا آخرت را براى ما خواسته است و این اهل بیت من بعد از من دچار بلاء شده و (از حقوق خود) محروم خواهند شد تا اینکه عده اى که بیرقهاى سیاهى دارند از طرف مشرق می آیند و دو مرتبه یا سه مرتبه حق خود را طلب میکنند و حق را بآنها نمیدهند تا اینکه جنگ کنند و غالب شوند، آنگاه حق آنها را بآنها میدهند ولى قبول نمیکنند و حق را بمردى از اهل بیت من رد میکنند و او زمین را پر از عدل میکند بعد از آنکه از ظلم پر شده باشد هر کدام از شما آن را درک کردید باید خود را بآن برسانید و لو اینکه با دست و سینه خود از روى برف بروید زیرا که او مهدى علیه السّلام است.
غیبت نعمانی ص 145 ، الحاوی للفتاوی ج 2 ص 127 ، الامام المهدی ص 67 و 296 و ...
هنگامی که پرچم های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ، ولو با سینه خیز رفتن بر روی برفها باشد ، که صاحبان آن پرچم ها طرفداران حق هستند ،آنها حق را مطالبه می کنند ، به آنها داده نمی شود ، نبرد می کنند و پیروز می شوند ، آنچه می خواستند به آنها داده نمی شود .....
غیبت شیخ طوسی ص 262 ، الملاحم و الفتن ص 27 ، بشاره الاسلام ص 107
سفیانى سپاهى به کوفه گسیل دارد که هفتاد هزار نفر شمار ایشان باشد پس ایشان مردم کوفه را بکشند و به دار آویزند و اسیر کنند، در کشاکشى این چنین که بر ایشان واقع شده، ناگاه پرچمهائى از جانب خراسان پدیدار شود و پرچمداران منزلها را با سرعت بسیار بپیمایند و با آنان چند تن از اصحاب قائم همراه باشند.غیبت نعمانى-ترجمه غفارى، ص: 392
پس می بینیم که علاوه بر اعتبار روایات پرچم های سیاه بدلیل تواتر ، حداقل 3 روایت در منابع معتبر در کتب غیب نعمانی و الغیبه شیخ طوسی وجود دارد که به تنهایی برای اعتبار احادیث پرچم های سیاه کفایت می کند ، حال باید از کسانی که ادعا دارند پرچم های سیاه ضعیف السند بوده و نمی توان آنها را از علائم ظهور دانست پرسید که برای این ادعای عجیب خود چه دلیل و سندی دارند؟
بنی العباس و روایات پرچم های سیاه ، جعل یا مصادره به مطلوب؟!
از سوی دیگر حجت الاسلام جعفری در مصاحبه خود ادعا کرده اند که پرچم های سیاه جعلیات بنی العباس است و آنها برای رسیدن به اهداف پلید خود و به دست آوردن اقبال مردمی دست به جعل این احادیث زده اند در حالی که روایات پرچم های سیاه در منابع روایی شیعه مانند الغیبه شیخ طوسی و غیبت نعمانی خلاف این را ثابت می کند و بفرموده علامه کورانی بنی العباس این روایات را مصادره به مطلوب کرده و سوء استفاده نموده اند و جعل خواندن کار آنها اشتباه است زیرا جعل بیان می دارد که قبل از آنها هیچ روایتی با موضوع پرچم های سیاه در مجموعه روایات وجود نداشته است و حال آنکه روایات منابع معتبر شیعی خلاف این را ثابت می کند از سویی دیگر بحث تواتر پرچم های سیاه به تنهایی به این روایات ، اعتبار لازم را بخشیده است.
جای سئوال است که چرا برخی از دوستان تکلیف و وظیفه ی خود می دانند که به هر نحو ممکن ( ولو با مباحث اشتباه این چنینی) ثابت کنند که عصر حاضر ، عصر ظهور نیست و تحولات کنونی منطقه و جهان ربطی به ظهور ندارد ، اگر تعجیل جاهلانه و تطبیق بی پروا از آفات بحث ظهور است که هست ، چشم بستن بر روایات و نشانه ها و تلاش بر مقابله با بحث نزدیک دیدن ظهور نیز قطعاً اشتباه است ، راه درست ، استفاده از علم متخصصین برجسته ی این عرصه است ، آنهایی که به توفیق الهی بخش عمده عمر خود را در بررسی روایات ظهور گذرانده و اکنون نیز با تواضع و فروتنی بدون هیچ چشم داشتی در گرانبهای پژوهش خود را در اختیار دیگران قرار داده و می دهند.
امید است که با نزدیک تر شدن به ظهور و آشکار شدن نشانه های بیشتر و واضح تر ، همه با هم متحد و یک دل در توجه دادن قلوب شیعیان و مسلمانان به افق طلائی پیش رو و به ثمر نشستن صدها و هزاران روایت نشانه های ظهور در یاری رساندن به مردم عصر ظهور بکوشیم تا در روز ظهور در محضر مولای مهربانمان روسفید و سرافراز باشیم.
