گروه بینالملل-رجانیوز: تحولات اخیر عراق که به تصرف پارلمان این کشور توسط معترضین انجامید سوالات متعددی را به وجود آورده که ضرورت پاسخگویی به آنها کاملاً احساس میشود. در همین راستا به گفتوگو با دکتر زهیر رییس دفتر تلوزیون العراقیه در تهران وتحلیلگر مسائل عراق پرداختیم.
به گزارش رجانیوز متن مصاحبه به شرح زیر است:
معترضین عراقی به طور کلی چه کسانی هستند و به چه جناحی وابستهاند؟ و علت اعتراض و مطالبه آنها چه چیزی هست؟
در ابتدا باید عرض کنم که نگاه به اصلاحات جدید در عراق باعث ایجاد تحرکات مردمی شده است. اصلاحاتی که مردم خواستار آنها هستند و مرجعیت درباره آن چندین بار صحبت کرده است که منظور از آن اصلاحات سیاسی و بنیادی در اداره کشور است؛ از جمله جلوگیری از فسادهای پیاپی و عوامل ایجاد کننده آن مانند سیستم حاکمیتی در عراق مسئله و تقسیمبندی پستها و وزارتخانهها بین احزاب است.
اعطای سهم به هر یک از احزاب در کابینه
دقیقاً. این مسئله باعث بروز بسیاری از مشکلات در نظام حاکمیتی عراق شده که مرجعیت اعلای شیعه عراق که متشکل از آیتالله سیستانی است چندینبار نسبت به این مسئله هشدار دادند. در پایان دولت نوری مالکی این مسئله عنوان شد و تا امروز هم ادامه یافت. این مسائل باعث شد که وضعیت عراق به شکلی درآید که نیازمند یک تحرک و نگاه بنیادین نسبت به اصلاحات شود.
امروز که ما شاهد تحرکات در خیابانها هستیم براساس همان مطالبات مردم و مطالبات مرجعیتی است که تقریباً بیست و سه ماه پیش باعث توقف خطبهها نماز جمعه که سیاسی بود شد و امروز نیز خواستار اجرای اصلاحات توسط آقای العبادی در این برهه زمانی است.
متاسفانه احزاب مشترک که در حکومت شرکت کردند نگاهشان به اصلاحات یک نگاه دیگری بود؛ از جمله این که تکنوکراتهایی که میخواهند به عنوان وزیر کار کنند باید همان معیارهایی را داشته باشند که از نظر خودشان عادلانه تلقی میشود.
تحرکات ایجاد شده معقتد است که عدم دسترسی و موفقیت در ایجاد یک حکومت تکنوکرات باعث و بانی صورت نپذیرفتن اصلاحات شده است. به نظر بنده این یک امر بسیار طبیعی است؛ وقتی مردمی که خواستار تغییرات هستند به نتیجه نمیرسند خودشان وارد عمل بشوند.
اما گروههای سیاسی مختلف وارد این مسئله شدند از جمله صدریها، حزبالدعوه، دولت قانون،بدر، مجلس اعلای عراق، احزاب سنی و لیبرالها؛ اکثر این احزاب خواستار آنان هستند اصلاحات باید بنیادی باشد.
میدانید که سیستم حکومتی عراق یک سیستم پارلمانی است؛ این اشکالات از نگاه مردم به پارلمان رجوع پیدا کرده، به نخستوزیری که خودش ارائه دهنده این نامها است.
در ایران گفته میشود که اشغال کنندگان پارلمان طرفداران مقتدی صدر هستند؛ آیا فقط مقتدی صدریها هستند یا افراد دیگری هم هستند؟ آیا خود صدریها در این زمینه اظهارنظری کردند، اعلام حمایت یا مخالفتی در این زمینه کردهاند؟
ببینید در تحرکات مردمی هیچگاه نمیشود تعیین کرد که این مردمی که پشت درهای منطقه خضراء یا همان منطقه سبز عراق هستند همه آنها از یک گروهاند و وابستگی به یک حزب دارند. انسانهای مختلفی هستند که پشت درهای پارلمان تجمع میکنند؛ این احتمال وجود دارد که از بعثیهای باقی مانده و یا از کسانی که میخواهند بر این موج م سوار شوند بین تظاهر کنندگان باشد. به نظر من اینکه نفوذیها توانستند در این تظاهرات جایگاهی داشته باشند را میتوانیم دلیلی برای برخی از خرابکاریها دانست.
همچنین نماینده الاحرار آقای ضیاء اسدی اعلام کرد که شعارهایی که علیه جمهوری اسلامی ایران در حمله به پارلمان سر داده شده است اصلا مورد تائید آنها نیست و از آن تبری جستند.
آیا در این شرایط که امکان سوء استفاده بعثیها بود برگزاری یک چنین تجمعاتی درست بود؟ آیا نمیشد طوری مدیریت کرد که آن اتفاقات نیافتد؟ مثلاً آقای مالکی اعلام کرده بودند که راه اصلاحات رفتن بر روی صندلی پارمان نیست؛ میخواهم بدانم که برآیند فضای عمومی نسبت به این حرکت چه چیزی است؟
اصلاحات چون یک درخواست عمومی است بیشتر احزابی که امروز در پارلمان حضور دارند درخواستهای بسیار سطح بالاتری از نخستوزیر حیدر العبادی دارند؛ البته شاید یک روزی با نخستوزیر در رابطه با اصلاحات مخالف بودند اما بعد از مدتی خودشان هم وارد این مقوله شدند.
به همین جهت اگر زمینهای برای ساماندهی مردمی پشت درهای الخضراء انجام میشود باید کمیتههای مختلفی از این احزاب هم حضور داشته باشند تا بتوانند این مسئله را کنترل کنند. اما متاسفانه در چین تجمعاتی هماهنگیهایی که باید صورت بگیرد انجام نمیشود؛ نه فقط در عراق در همهجای دنیا امکان کنترل کردن این جمعیتهای عظیم به این شکل و با تعدد نگاهها و اهداف درخواستکننده امکانپذیر نیست؛ لذا احتمال ورود عناصر بعثی و حتی عناصری که از دولت العبادی و یا دولت المالکی و یا دولتهای شیعی دلخوشی ندارند به این مسئله و با ادعای تظاهرات تظاهرات طلبی هم بوده است. البته احتمال آن هم هست که آنها بخواهند یک سری خرابکاریهایی انجام دهند که منجر به آن شود تا کل ساختار حکومتی که قادر به دستیابی به نتیجه مطلوب اصلاحات نیست را ضعیف نشان دهند.
در اخبار داشتیم که مقتدی صدر به ایران آمده است. اولاً آیا شما این خبر را تائید میکنید ثانیا آیا این سفر علت خاصی دارد و به اتفاقات رخ داده مربوط است یا از قبل برنامه ریزی شده است؟
بر اساس اطلاعاتی که ما از برخی از دوستان کسب کردیم آقای مقتدی صدر بین ایران و عراق و لبنان همیشه درحال تردد و سفر است. در گذشته قبل از جریانات سفر ایشان به ایران، شایعه دیدار مقتدی صدر با مالکی هم همچین مطرح بوده است؛ ایشان برای دیدار و مشورت با بعضی از سیاسیون به سمت بیروت رفتند و بعد هم ابتدا همچین مسئلهای تکذیب شد اما سپس گفتند که این دیدارها اتفاق افتاده است. لذا مسئله آمدن ایشان به سمت ایران این حوادث را دوباره در این برهه زمانی تکرار کرد.
به نظر بنده ایشان حتی اگر به ایران بیایند به علت مسئله اعتکاف سیاسی است که در نجف برقرار است و باقی ماندن مقتدی صدر در نجف باعث افزایش فشار بر ایشان خواهد شد. سیاسیونی که امروز دور از صحنه هستند و دوست دارند که بر این موج مردمی سوار بشوند مطمئناً با حضور ایشان در عراق به دیدار با وی خواهند رفت.
به نظر بنده اگر مقتدی صدر به ایران هم آمده باشد برای دوری از ایجاد تنش و ائتلافی جدید و مشکلساز برای آینده اصلاحات سیاسی است. البته بنده اطلاعات ضد و نقیضی از دوستان دارم؛ از جمله آقای بلال اسدی که میگوید حتی اگر مقتدی صدر به ایران مسافرت کرده باشد یک سفر کاملاً شخص و خصوصی برای دیدار با اقوام ایشان بوده است. البته این مسئله را بنده بعید میدانم. حتی اگر مقتدی صدر در گذشته هم برای دیدار با اقوام به ایران میآمد قطعاً دیدارهای سیاسی هم انجام میشد.
پس یعنی شما نه تائید میکنید و نه رد؟
اخبار واقعاً بسیار ضد و نقیض است ولی برخی از دوستان تائید میکنند.
بین همزمانی سفر جوبایدن معاون اول آمریکا به عراق و ایندرگیریها ارتباطی وجود دارد؟ برخی گمانهزنی میکنند شاید یک مدیریتی از جانب آمریکا باشد آیا شما این مسئله را تائید میکنید؟
آمریکاییها از دولت آقای العبادی حمایت میکنند؛ جمهوری اسلامی ایران هم چندین بار اعلام کرده است که از حکومتهای منتخب مردمی عراق حمایت میکند.
به نظر بنده وجود رابطه بین حضور بایدن و حمله به پارلمان عراق بسیار بعید به نظر میرسد اما تلاش نفوذیهای آمریکا برای برهم زدن تعادل در عراق بسیار محتمل است؛ زیرا مسئله داعش به پایان خود نزدیک میشود اما آمریکاییها میخواهند که بیشتر به طول به انجامد تا درآینده منطقه از آن به عنوان یکسری گفتوگوهای بینالمللی به مثابه اهرم فشار استفاده کنند. پیروزیها حشدالشعبی منجر به آن شده است که مردم منطقه به این نتیجه برسند که تواناییهای خود مردم عراق به این مقدار رسیده است که میتوانند بدون کمک آمریکا و دیگر متحدانش داعش را در مدتزمان بسیار کوتاهتر از مورد ادعای اوباما - که گفته است داعش در مدت سه چهار سال از بین خواهند رفت- و با کمکهای مستشاری جمهوری اسلامی شکست دهند. در عرض چندین ماه پیروزیهای بزرگی به دست آمده و آمریکاییها مطمئناً از این پیروزیها ناخشنود هستند. در همین مسئله مطمئناً عناصر نفوذی آمریکا و انگلیس و نظام سلطه که از پیروزهای مردم متکی بهخود ناراحت هستند، به مقابله میپردازند.
یکی از راههای مقابله برهم زدن صدا و استقلال سیاسی در این منطقه هست.
به عنوان آخرین سوال آیا آشوبهای ایجاد شده ادامه پیدا خواهد کرد؟ سرانجام این مسئله چه چیزی است؟ زیرا که در اخبار بوده که مسئله ترمیم کابینه که پیش آمد یکی از اعضای معرفی شده برای عضویت در کابینه سابقه عضویت در حزب بعث را داشت. به نظر شما آیا این درگیریها چه زمانی تمام میشود؟ آیا ادامه خواهد داشت و به سمت بیثباتسازی سیاسی عراق پیش خواهد رفت؟
به نظر من این بیثباتی سیاسی نتیجه یک تنش سیاسی میان احزاب است. هرگاه این تنش سیاسی به حدی رسید که با فشار مردم کل جایگاه این احزاب متزلزل میشود مطمئناً آنها مجبور به بله گفتن به اراده مردم عراق هستند. به همین خاطر زیرا که این تنشها به آینده سیاسی احزاب لطمه وارد میکند مطمئناً آنها به مسئله قبول کردن کابینهای کاملاً مرتبط با آقای العبادی به پایان برسد. اما بعضی احزاب سنی و کردی بر این مسئله اشکالات فراوان دارند زیرا که آنها میخواهند کاندیدهای تکنوکرات خودشان را معرفی کنند اما آقای حیدرالعبادی میخواهد افراد تکنوکرات نزدیک به خودش را به کابینه وارد نماید تا مسائل مذهبی و طائفهای را کمی کمرنگتر نماید.
به نظر من اگر این مسائل به همینشکل پیش برود به انتخابات زودرس و انحلال پارلمان منجر خواهد شد اگر هر حزب اصرار به حفظ داشتههای خودش داشته باشد