نویسندگان برجسته امریکایی: احمدینژاد بهترین سیاستمدار در میان نامزدها بود سه شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ "ادوارد هرمان" و "دیوید پیترسون" نویسندگان برجسته آمریکایی در ماهنامه "ام آر زاین" از نهاد تحقیقات جهانی به بررسی دخالت غرب در حوادث پس از انتخابات پرداخته اند، آنها معتقدند که احمدی نژاد بی شک بهترین سیاستمدار در میان نامزد بود و توانست رقبایش را در مناظره ها به سختی شکست دهد. به گزارش ایرنا، "ادوارد هرمان" و "دیوید پیترسون" نویسندگان این مقاله در ماهنامه "ام آر زاین" از نهاد تحقیقات جهانی به تاریخ 27 ژوئیه 2009 به بررسی یک "پرسشنامه گروه مبارزه برای صلح و دمکراسی درباره بحران ایران" پرداخته اند که در 7 ژوئیه منتشر شده و انعکاس وسیع یافته است. به نقل از مقدمه این پرسشنامه آمده است که دلیل انتخاب فرمت ویژه پرسشنامه این بوده که "برخی در جناح چپ (در آمریکا) و نیز برخی از دیگر گروه ها مشروعیت و نیاز به همبستگی با نهضت ضد احمدی نژاد را مورد پرسش قرار داده اند"و گروه مزبور معتقد است که باید به درستی به این خواسته پاسخ داد اما به عقیده نویسندگان این مقاله این پرسشنامه مشتمل بر سیزده پرسش تنها اندکی به روشنگری درباره مسائل مربوط به انتخابات ریاست جمهوری ایران و آشفتگی های بعد از آن پرداخته و از این رو به چپگرایان و "آمریکایی های پیشرو" در مورد نحوه واکنش به این رویداد کمک چندانی نکرده است. این مقاله می گوید با نگاهی به انتخاب موضوع دیده می شود که حجم زیادی از مطالب وبسایت این گروه شامل مقالات و نامه ها و واکنش های خوانندگان به موضوع ایران اختصاص یافته اما این گروه باید پرسشنامه ها و بیانیه هایی نیز در مورد تظاهرات وسیع در هندوراس بعد از کودتای نظامی اخیر که حکومت دمکراتیک آن کشور را سرنگون کرد و یا کشتار بیش از صد نفر از سوی دولت پرو و یا تعداد زیاد قربانیان غیرنظامی تهاجمات نظامی آمریکا و ناتو در افغانستان و پاکستان تدارک ببینند. در ادامه به دیگر مناطق دنیا که عمدتا تحت نفوذ اقدامات امریکا قرار دارند اشاره می شود از جمله به مصر که حسنی مبارک را حقوق بگیر امریکا و کشورش را بخشی از شبکه عنکبوتی زندان های مخفی آمریکا در جهان می خواند و می گوید باید نسبت به انتخابات در مصر نیز که رئیس جمهور مادام العمر آن 89 در صد آرا را به دست آورده حساسیت نشان داد و یا عربستان که هیچ انتخاباتی در آن صورت نمیگیرد و یا مکزیک با سابقه طولانی در تقلب انتخاباتی که در آخرین مورد در ژوئیه 2006 فرد مورد حمایت آمریکا به ریاست جمهوری رسید و آشوب های گسترده شهری را دامن زد. این دو نویسنده پرداختن به این موارد و دیگر موارد متعدد بی قانونی و خلافکاری در حیطه نفوذ آمریکا را که اثراتی مخرب بر مردم این کشور ها داشته مهم تر از همبستگی با آشوبگرانی میدانند که به گفته آنان در یک سرزمین دور دست (ایران) به سر می برند و نفوذ آمریکا در آن برای تامین اهداف تخربیگرانه در حداقل ممکن است اما مداخله جویی خصمانه و مخرب آن کماکان در حدی قابل توجه برجای مانده است. به گفته آنان اتفاقی نیست که این موسسه با چشم پوشی از تمامی وقایعی که تاثیر غیر قابل انکاری بر صلح و دمکراسی دارند و پرسشگری درباره آنها سیاست آمریکا را به چالش می کشد در این برهه به سراغ ایران رفته که موضع گیری نسبت به آن در راستای سیاست دراز مدت آمریکا در شریر نمایاندن و منزوی ساختن و اعمال تحریم و بی ثبات کردن و نهایتا تغییر رژیم این کشور قرار دارد. نویسندگان به مقایسه نحوه پوشش وقایع در ایران و هندوراس در دو هفته بعد از انتخابات ایران و کودتا در هندوراس پرداخته و آماری درباره اخبار و تفاسیر در نیویورک تایمز در این دو مورد ارائه می کنند و نشان می دهند که مطالب مربوط به ایران بسیار بیشتر از هندوراس مورد توجه قرار گرفته است. آنان می پرسند برای آمریکایی های پیشرو آیا اولویت های نیویورک تایمز و این گروه صلح و دمکراسی تغییر نکرده است و می افزایند این نهاد عملا از عملکرد رسانه ها درباره ایران ستایش می کند و مدعی است که تاکنون هیچ نوع شواهد معتبری دال بر اینکه گزارش های غربی ها درباره تقلب در انتخابات ایران و سرکوبگری خشن مخالفین در اساس غلط بوده وجود ندارد اما در تایید نظر رسانه ها درباره تقلب در انتخابات بی دقتی های فاحشی به چشم می خورد. به نقل از شورای نگهبان در ایران نوشته که در 50 شهر ایران رقم کلی رای دهندگان حدود سه میلیون نفر بوده و اگر حتی اختلافاتی درباره فزونی رای دهندگان به افراد واجد شرایط وجود داشته باشد در نتیجه انتخابات تاثیری نمی تواند داشته باشد. این درحالیست که نیویورک تایمز در گزارشی نادرست گفته که در این شهرها سه میلیون نفر رای بیشتر از تعداد واجدین شرایط داده شده است بدون توجه به این مطلب که این سه میلیون نفر مربوط به کل آرای این شهرها بوده و نه تعداد رای های اضافه بر واجدین شرایط. این نویسندگان می گویند با توجه به سابقه رسانه های خبری آمریکا در ارائه گزارش های جهت دار و غیر قابل اعتماد درباره موضوعات محوری سیاست خارجی آمریکا و در شرایطی که گزارش ها درباره یک دشمن رسمی آمریکا تهیه می شود آیا نباید درباره موضع این گروه صلح و امنیت درخصوص پوشش رسانه ای انتخابات ایران بی اعتماد بود. در این مقاله آمده است که با تصویر کردن جمهوری اسلامی به شکل یک حکومت یاغی به شیوه ای شدیدتر از دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری آیا این تمرکز شدید بر بی اعتبار کردن انتخابات ایران به درستی در راستای مبارزه آمریکا و اسرائیل برای بی ثبات کردن و تغییر رژیم در ایران نیست. نویسندگان همچنین به لحن پرسشنامه یاد شده پرداخته و می گویند در آن به آمریکا و رهبران آن هیچ صفتی از قبیل خونریز و شرور و وحشی نسبت داده نشده و اقدامات آمریکا خشونت بار خوانده نشده و درمقابل این لحن درباره هدف های مورد نظر آمریکا مانند صدام حسین و میلوشویچ و یا دولت مذهبی در ایران استفاده شده است. نویسندگان می گویند که نهاد مبارزه برای صلح و دمکراسی گفته که هیچ نوع شواهدی دال بر نفوذ آمریکا و دیگران در حرکت های داخل ایران وجود ندارد و در عین حال به درخواست وزیر خارجه قبلی آمریکا در 2006 اشاره می کند که خواهان یک بودجه 75 میلیون دلاری اضطراری برای افزایش فشار بر دولت ایران شده بود از جمله گسترش برنامه های رادیویی و تلویزیونی در درون ایران و کمک به مخالفین رهبران مذهبی در این کشور. همچنین به جنگ های گسترده آمریکا در کشورهای همسایه افغانستان پاکستان و عراق و تهدیدات مدام آمریکا و اسرائیل علیه ایران و استفاده از آژانس بین المللی انرژی اتمی برای اعمال محدودیت بر ایران و تحریم های شدید اقتصادی و سیاسی به عنوان بخشی دیگر از روش های اعمال فشار آمریکا بر مردم ایران اشاره شده است. این مقاله همچنین تهدیدات اسرائیل بر علیه ایران و تمهیدات آن رژیم در منطقه را که تحت پوشش خبری مدام غرب قرار داشته و اظهارات معاون رئیس جمهور آمریکا "جو بایدن" در اجازه تلویحی به اسرائیل برای حمله به ایران را مطرح ساخته و می گوید تهدیدات آمریکا و اسرائیل بر علیه ایران به ویژه در ماه های نزدیک به انتخابات شدت گرفته بود. به گفته این نویسندگان طراحی مخالف خوانی ها در ایران به گونه ای بوده که خوشایند محافل غرب قرار گرفته و و طرفداران آنان در غرب که حتی نسبت به یک حمله موشکی ناتو به یک مجلس عروسی و یا عزاداری در افغانستان واکنش نشان نمی دهند در این مورد به ابراز حمایت از مخالفین دولت پرداخته اند. در این مقاله با اذعان به اینکه نمی توان واقعیت خیزش وسیع دمکراتیک در ایران را در ابعادی بیسابقه از زمان انقلاب اسلامی تاکنون انکار کرد می گوید اما این حرکت در ایران بی ارتباط با طرح های بی ثبات کننده ایران از سوی غرب نیست و به تاثیر سیستم های ارتباطی در گسترش این موج اشاره می کند. نویسندگان مقاله می گویند موضوع تقلب در انتخابات یک بحث داغ در ایران بوده و اتهاماتی در این زمینه در میان طبقه سیاسی ایران و تحلیل گران خارجی مطرح شده است اما ابعاد واقعی هرگونه تقلب احتمالی نامشخص است. مقاله سپس به مواردی درگزارش این نهاد درباره مشکلات مربوط به روند رای گیری در ایران پرداخته و می گوید در عین حال که سیستم سیاسی ایران را نمی توان خالی از برخی خلل های بسیار جدی توصیف کرد اما ایران در موقعیتی بالاتر از دیگر کشورها در خاورمیانه که از کمک و حمایت آمریکا برخوردارند قرار دارد. به گفته آنان اگر ایران در زمره دوستان آمریکا قرار داشت سیستم سیاسی این کشور به عنوان یک دمکراسی در حال شکوفایی توصیف می شد که در عین نقصان در حال پیشرفت است و می توان آینده ای دمکراتیک را برای آن تصور کرد. به گفته آنان در حالیکه در ایران چهار نامزد به بحث های باز و تندی با یکدیگر پرداختند چرا این نهاد صلح و دمکراسی به سیستم حکومتی آمریکا اشاره نمی کند که تنها دو نامزد از احزاب حاکم آمریکا در راستای دیکتاتوری پول به رقابت با یکدیگر می پردازند در حالیکه هیچ یک از این دو نفر نمی توانند اولویت های امپریالیستی آمریکا در داخل و خارج را تغییر دهند. علاوه بر آن هیچ مقایسه ای بین وضعیت ایران با اوضاع در مصر، اردن، یمن، کویت و یا عراق و افغانستان که تحت اشغال آمریکا هستند به عمل نمی آید. این نهاد در همان حال که می گوید دیکتاتوری در عربستان وخیم تر است اما هرگز توضیح نمی دهد که چرا به جای عربستان و یا آمریکا کار خود را بر روی ایران متمرکز کرده است. در این مقاله به "نظرسنجی نسبتا علمی و بیطرفانه" در ایران قبل از انتخابات ریاست جمهوری از سوی "کن بالن" و "پاتریک دوهرتی"اشاره می کند که بر اساس آن مردم ایران به نسبت 8/33 در صد به احمدی نژاد 6/13 در صد به موسوی 7/1 در صد به کروبی و 9/0 در صد به رضایی رای داده اند و در مجموع احمدی نژاد با نتیجه ای بالاتر از نسبت دو بر یک بر حریفان غلبه کرده است. طبق این بررسی با توجه به رای مردمی که هنوز تصمیم گیری نکرده بودند احمدی نژاد می توانسته که بین حداکثر 7/66 در صد تا حداقل 57 درصد آرا را کسب کند. به گفته آنان این نهاد با استناد به اینکه این نظرسنجی در مراحل اولیه مبارزه و قبل از مناظره ها انجام گرفته گفته که مناظره ها به نفع احمدی نژاد نبوده اما نویسندگان این مقاله می گویند این سخن تنها یک فرضیه است و شواهدی به نفع آن وجود ندارد ضمن آنکه گزارش خبرنگار آمریکایی "جو کلاین"حاکیست که احمدی نژاد بی شک بهترین سیاستمدار در میان نامزد هاست و حریفان خود را در مناظره ها به سختی شکست داده است. این مقاله می گوید به رغم شبهه افکنی برخی محافل مانند نهاد نیمه رسمی "چتم هاوس" در انگلیس درباره انتخابات ایران نتیجه انتخابات در دور دوم 2005 و انتخابات در 2009 مشابه و نتیجه نظر سنجی یادشده نیز منطبق با نتیجه واقعی انتخابات بوده است. نویسندگان نتیجه گیری می کنند که به رغم وجود برخی شواهد اندک درباره تقلب در ایران تاکید این نهاد بر تقلب گسترده در ایران و رای احتمالی اکثریت به موسوی بر پایه هیچ نوع شواهد معتبری قرار ندارد. به گفته آنان اگر با وجود هفتصد هزار نفر ناظر در چهل و پنج هزار حوزه رای گیری تقلب شده باشد این موضوع باید خارج از روند رای گیری صورت گرفته باشد و این مطلب هرچند محتمل است اما اثبات شده نیست. آنان می گویند از سوی جناح نامزدهای مخالف احمدی نژاد هیچ نوع شواهد و مدارکی درمورد تقلب به جز برخی موارد حاشیه ای و اندک ارائه نشد. آنان به اظهارات رهبری نیز اشاره کرده اند که در آن امکان تقلب در ابعاد یازده میلیون ناممکن توصیف شده است و می گویند کاملا محتمل است که احمدی نژاد در دور اول اکثریت آرا را بدون تقلب و یا به رغم برخی تقلبات کسب کرده باشد. نویسندگان در بخش پایانی مقاله خود می نویسند که درباره انتخابات ایران و وقایع بعد از آن تفاسیر مختلف و بعضا متناقضی ارائه شده است و برخی مفسران آن را در چارچوب یک مبارزه محلی و مستقل برای دمکراسی خوانده و دیگران آن را یک مبارزه داخلی و در ارتباط نزدیک با مناقشات منطقه ای و جهانی برای فتح سرزمین ها و اعمال کنترل بر منابع کمیاب انرژی دیده اند با یادآوری اینکه ایران یکی از دو عضو باقیمانده از "محور شرارت"است که از قبل و هم اکنون نیز متهم به پیگیری ساخت بمب اتمی و گسترش تروریسم و سرکوب امید آزادی خواهی مردم است. به عقیده نویسندگان تفسیر دوم بسیار روشنگرانه تر و از نظر سیاسی معقول تر است زیرا بر این واقعیت تکیه دارد که تبلیغات وسیعی که درباره انتخابات ایران در نهاد های سیاسی و رسانه ای غرب شده ارتباط نزدیکی با طرح های آمریکا ناتو و اسرائیل برای بی ثبات کردن و تغییر رژیم در ایران دارد و در چارچوب یک طرح وسیع تر قدرت نمایی و براندازی و توسعه قلمرو و جنگ های زنجیره ای قرار می گیرد. همین نکات درباره دلائل برخورد آمریکا با قضیه هسته ای ایران صادق است و شاید مشهود ترین بخش از پروژه تغییر رژیم را تشکیل می دهد. این مقاله طرح پرسش و پاسخ نهاد مبارزه برای صلح و دمکراسی را در راستای طرح آمریکا برای مقابله با ایران می خواند که قصد جلب توجه آمریکاییان پیشرو به "موج سبز" در ایران را دارد و در واقع باید به جای سوال درباره ایران باید از آمریکایی ها سوال کند که چه کاری می توان در مورد وضعیت فعلی آمریکا انجام داد.