شیطان در لباس احرام
/a>وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) میفرماید شیطان وقتی نفوذ میکند اول وسوسه میکند و در حرم و حریم قلب حرکت میکند و این شخص غافل است، بیدار نیست، یک گروه خاصّیاند که «إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ»[1]. این شیطان لباس احرام میپوشد با اینکه حرامی است، این حرامیِ جامه ی احرام در برکرده در اطراف کعبه ی دل دارد طواف میکند، این را میگویند طائف.
فرمود این طائف حرامی در دور کعبه ی دل الآن میگردد، منتظر است چه موقع درونِ کعبه ی دل باز میشود که برود و در دل نفوذ بکند: «إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ»، مؤمنان راستین «تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ»، و دفع میکنند اما آنهایی که غافلاند، این حرامیِ احرامبسته ی طواف کننده وارد درون کعبه ی دل میشود. وقتی وارد درون کعبه ی دل شد با وسوسه کار خودش را آغاز میکند و این شخص را وادار میکند که مصالح ساختمانی این شیطان را که وارد شد فراهم بکند؛ چون وقتی وارد شد در قلب او ارادات و خواستههای او را هم سر و سامان میدهد. با معاصی و گناهان، این شخص را وادار میکند که این خَس و خاشاک را وارد کند. با این خس و خاشاک، این پرنده ی حرامگوشت یعنی شیطان اینجا لانه میزند، آشیانه میکند. وقتی آشیانه کرد تخمگذاری میکند. وقتی تخمگذاری کرد این تخمها را زیر پَر گرم نگه میدارد. وقتی گرم نگهداشت اینها را به صورت جوجه در میآورد وقتی به صورت جوجه در آورد کلّ این فضای دل را این جوجهها پُر میکنند.اینها از لطیفترین بیانات نورانی حضرت امیر است که در خطبه ی چهار نهجالبلاغه است.
فرمود وقتی که وارد شد مسکن فراهم کرد، آشیانه فراهم کرد آنگاه «بَاضَ» یعنی بیضهگذاری میکند، تخمگذاری میکند، بعد از اینکه فرمود: «بَاضَ وَ فَرَّخَ»، فَرْخ و فرّوخه یعنی جوجه تفریخ میکند؛ یعنی این تخمها را به صورت فرّوخ (و فرخ، یعنی جوجه) در میآورد «بَاضَ وَ فَرَّخَ»، وقتی که این جوجهها از این آشیانه در آمدند «دَبَّ وَ دَرَجَ»[2]؛ (دابّه دابّه که میگویند همین است) این شخص میبینید آرام ندارد، همیشه دلش شور میزند. همیشه دلش در وسوسه است؛ کجا بچاپد، کجا بدزدد، با چه کسی هماهنگ بشود، با چه کسی بسازد، با چه کسی بسوزد؛اینها «دَبَّ وَ دَرَجَ» پس «بَاضَ» است و «فَرَّخَ» است و «دَبَّ» است و «دَرَجَ». آن وقت کلّ این فضا را این جوجه شیطانها پُر کردند. وجود مبارک حضرت امیر دارد که از آن به بعد «فَنَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ» از آن به بعد این شخص دیگر تسخیرشده است. هر وقت شیطان میخواهد نگاه بکند به نامحرم با چشم این نگاه میکند، میخواهد آبروی کسی را ببرد با قلم و زبان این میبرد «نَظَرَ بِأَعْیُنِهِمْ». اینها میشوند تریبون شیطان «وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ»[3]. با زبان اینها حرف میزند. در آن خطبهای که فرمود در وصف متّقیان که «أَهکَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظُ» آن شخص صیحه زد و جانش را از دست داد آن شخص دیگر به وجود مبارک حضرت امیر گفت که اگر موعظه اثر میکند پس چرا در شما اثر نکرده است نمیداند که هر کسی یک شأن خاصّی دارد حضرت فرمود: «نَفَثَ الشَّیْطَانُ عَلَی لِسَانِکَ»[4] این شیطان است که از زبان تو این حرف را در آورده که من با این شخص خیلی فرق دارم بعضیها را یک آب نهر میبرد، بعضیها را آب بحر هم نمیتواند ببرد این موعظه میتواند در او اثر بگذارد او قالب تهی کند اما دریا هم بشود نمیتواند علی را از جا بکِند حسابی دارد، کتابی دارد فرمود این حرفی که تو زدی شیطان بود که از زبان تو گفت.
شیطان، این طائف حرامی در دور کعبه ی دل الآن میگردد، منتظر است چه موقع درونِ کعبه ی دل باز میشود که برود و در دل نفوذ بکند: «إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ»
اینها تشبیه نیست، اینها مجاز نیست، اینها استعاره نیست، اینها کنایه نیست اینها را حکمت مشخص کرده است همانطوری که شرط متأخّر را فقهای بزرگوار(رضوان الله علیهم) تبیین کردند اینها را هم حکما تبیین کردند به مقداری که عقل میفهمد آن اسراری را که نمیفهمد که معذور است «وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلاً»[5].
_______________
[1] . سوره ی اعراف، آیه ی 201.
[2] . نهجالبلاغه، خطبه ی 7.
[3] . نهجالبلاغه، خطبه ی 7.
[4] . نهجالبلاغه، خطبه ی 193.
[5] . سوره ی اسراء، آیه ی 85.
برگرفته از: درس تفسیر آیت آلله جوادی آملی